2777
2789

من اولین تولد همسرم یک جشن گرفتم همراه دوستامون... ما هم دانشگاهی بودیم و عاشق هم. کل دوستاش وددوستای مشترکمونو دعوت کردم همراه خواهرم و همسرش همه تدارکاتمم با خواهرم و همسرش بود کیک شیرینی و هدیه خلاصه همه چی یک جشن گرفتم تو کافی شاپخودش اصلا خبر نداشت . شوهر خواهرم باهاش تماس گرفت گفت ما اومدیم بیرون دوست داریم توهم باشی بعد یکساعت همسرم اومد و کلی سورپرایز شد خیلی خوش گذشت. دقیقا ده روز قبل تولدش سورپرایزش کردم.

+ دنیای دو نفره ی ما هر روز اونقدر تازه تر و عاشقانه تر میشه که همش فکر میکنم خواب میبینم! زمان مقابلمان زانو میزند ولی طپش های قلب هایمان بر تیک تاک ساعت پیشی گرفته اند...
من اولین تولد همسرم یک جشن گرفتم همراه دوستامون... ما هم دانشگاهی بودیم و عاشق هم. کل دوستاش وددوستا ...

منم باید زودتر تولد بگیرم واسه همسر 

چون تولدش دقیقا روز اربعینه   

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

چقدر جالب عزیزم روز عضویت شما تاریخ عقد منه 😊

+ دنیای دو نفره ی ما هر روز اونقدر تازه تر و عاشقانه تر میشه که همش فکر میکنم خواب میبینم! زمان مقابلمان زانو میزند ولی طپش های قلب هایمان بر تیک تاک ساعت پیشی گرفته اند...

ممنونم 😊😙

+ دنیای دو نفره ی ما هر روز اونقدر تازه تر و عاشقانه تر میشه که همش فکر میکنم خواب میبینم! زمان مقابلمان زانو میزند ولی طپش های قلب هایمان بر تیک تاک ساعت پیشی گرفته اند...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز