سلام بچه ها من ۲۶ سالمه مادرم مدام خوردم میکنه برادرام و پدرم کتکم میزنن چن سال ما سر این موضوع جنگ داشتیم که منو به عقد پسر خالم یا پسر داییم در بیارن در صورتی که من عاشق یکی دیگه بودم بزور منو نامزد کردن با پسر داییم زن داییم خیلی اذیتم میکرد وقتی میدید مادر و خانوادم بهم بها نمیدن اونم بهم توهین میکرد اما پسر داییم حواسش بهم بود گذشت یه مدت دیدم پسر داییم خیلی بام اوکیه ولی من نمیتونم واقعا اونو بخوام پس همه چیزو بهم زدم کلی التماس و گریه کرد اما نتونستم انقد کتکم زدن انقد خون اوردم بالا که نگو امروز سر سفره ی ناهار مادرم دز میاد میگه ک این همش تو گوشیه به بابام میگه آقا همینو ک گفت دیدم برادرم گوشیمو گرفت خورد کرد و موهامو کلی کشید سرمو میکوبیدن توی دیوار زن داییم زنگ زد پسر خواهرم ک کوچیکه تلفن جواب داد همه چیزو گفت ۱۵ دقیقه بعد دیدم پسر داییم و خواهرش و داییم اومدن بدن بیجونمو داییم بغل کرد گذاشت توی ماشین آوردنم خونشون من چون خجالت میکشیدم خودمو زدم به خواب خونشون اما حواسم هست چقد پسر داییم میاد از دور نگاهم میکنه حواسش بهم هست مادرم زنگ زده که این دختر فلانه بهمانه هزار تا دروغ به زن داییم اونم داییمو پر کرده داییم حتی توی صورتم نگاه نمیکنه و پسر داییم مجبورش کرده که باهام کاری نداشته باشن
عزیزم سنت کم نیست که مستقل شو واسه درس برو یه شهر دیگع خوابگاه
مشاوره رایگان پوستی + ارسال رایگان محصولات به همه جای ایرانhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/9427706/مراقبت-پوست-با-انواع-ماسک-ورقه-ایضدجوشضدچروکآبرسان
دندون پزشکی میخوندم امسال تمام شد درسم پیشنهاد کار داشتم برادرم اجازه نداد
مگه اجازه کارت دست برادرته؟
مشاوره رایگان پوستی + ارسال رایگان محصولات به همه جای ایرانhttps://www.ninisite.com/discussion/topic/9427706/مراقبت-پوست-با-انواع-ماسک-ورقه-ایضدجوشضدچروکآبرسان