میخوام برای خودم زن مستقلی بشم من از این ادم ها هستم که اگر دوستی میکنن اخر فداکارین ( رفیق باز منظورم نیستا) اگر با کسی هستن تمام تلاشو واسه کمک میکنن (البته تعداد دوستهای محدود هم دارما) به تبع بعد از ازدواج برای همسرم هم از جون و دل مایه گذاشتم تمام حقوقم رو میدادم بهش البته اینم بگم اون هم از خرج کردن برای من چیزی کم نمیگذاشت و تا یه زمانی هم اصلا پول های همسرم هم تو حساب من بود . هرروز سر کارم تا 5عصر بعد اون هم کلاسی نمیرفتم که نکنه همسرم تنها بمونه بارها دلم میخواست برم خونه مامانم اما نرفتم که تنها نمونه خلاصه همه کس رو از جمله خودم رو به همسرم ترجیح میدادم تا اینکه مسایلی پیش اومد که من فهمیدم نه همسرم منو ترجیح نمیده نه به خودش و نه خونوادش ... خلاصه نمیخام از بی مهری های اقایون بگم که همین الان اگه بقیه تاپیکهارو نگاه کنید میبینید میخام از راه چاره حرف بزنم دوستان ... میخام مستقل بشم ... ازاد بشم ... کیا میخان این تصمیمو بگیرن؟یا قبل از من گرفتن؟
شهره جون ما الان یه ساله ازدواج کردیم و تنها مشکلمون مامانشهههه انقدر خوب رو مخ شوهر من کار میکنه که نگوووو البته شوهر منم خیلی سادست باورت نمیشه بعضی وقتها حرفهایی رو میزنه که من بعد از دهن مامانش می شنوم به این میگن وابستگییییییییییییییییییی
گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند وگرنه همون خاطره فاتحه تو رو می خونه
ما ماشین نداریم...پیاده رفتن هم کلی پول رو دستمون میزاره. کلی مغازه و پاساژ و رستوران سر را هست که آدم نمیتونه بی توجه بهشون رد بشه!!!!!!!! شهره جان حق با توئه.من خیلی خوشبختم که احساسات مشترکی با همسرم دارم و اون همه منو درک میکنه. ولی این استقلال در عین وابستگی و حس تعلق هم خیلی مهمه که متاسفانه من هنوز نتونستم راهی واسش پیدا کنم...آدمی رو هم ندیدم که حد تعادلش رو داشته باشه...البته حد تعادلی که مدنظر باشه ها
ببین مهناز جون منم مجردیم اهل طلا نبودم اما دیدم به صلاحمه که باشم وشدم........سخت نیست امتحان کن میتونی دلار بخری میتونی حساب بلند مدت باز کنی که نتونی برداشت کنی اول یه قدمی بردار بعد خودت چنان رو غلطک می افتی که نگو
این جوریا هم نیست شهره جان. پاش بیوفته پول خرج میکنم اندازه همه پول خرج نکردنام...ولی مشکل اینجاست چون همسرم فکر پس انداز هست دیگه تو خودم اجباری نمیبینم که پس انداز کنم.
بهار منم یک سال که گذشته کلی تجربه کسب کردم چه برسه به چندین سال مهناز جون من احساستو میفهممم حس یکماه پیش منو داری هرچی مامانم میگفت برا خودت یه کم پول کنار بذار میگفتم نههه واسه چی خودت باید برسی بهش
بهار جان حق با توئه. من اصلا اهل زیورالات نیستم. میگم مسئله من از دو جنبه باید بهش نگاه کرد: اول اینکه من عادت دارم در لحظه زندگی کنم و دوم اینکه همسرم برای جفتمون پس انداز میکنه و من کاملا بهش از این بابت اعتماد دارم
بهار جان حق با توئه. من اصلا اهل زیورالات نیستم. میگم مسئله من از دو جنبه باید بهش نگاه کرد: اول اینکه من عادت دارم در لحظه زندگی کنم و دوم اینکه همسرم برای جفتمون پس انداز میکنه و من کاملا بهش از این بابت اعتماد دارم