2777
2789
عنوان

زن مستقل

| مشاهده متن کامل بحث + 9057 بازدید | 374 پست

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

شهره جون ما الان یه ساله ازدواج کردیم و تنها مشکلمون مامانشهههه
انقدر خوب رو مخ شوهر من کار میکنه که نگوووو
البته شوهر منم خیلی سادست
باورت نمیشه بعضی وقتها حرفهایی رو میزنه که من بعد از دهن مامانش می شنوم
به این میگن وابستگییییییییییییییییییی
گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند
وگرنه
همون خاطره
فاتحه تو رو می خونه
ما ماشین نداریم...پیاده رفتن هم کلی پول رو دستمون میزاره. کلی مغازه و پاساژ و رستوران سر را هست که آدم نمیتونه بی توجه بهشون رد بشه!!!!!!!!
شهره جان حق با توئه.من خیلی خوشبختم که احساسات مشترکی با همسرم دارم و اون همه منو درک میکنه. ولی این استقلال در عین وابستگی و حس تعلق هم خیلی مهمه که متاسفانه من هنوز نتونستم راهی واسش پیدا کنم...آدمی رو هم ندیدم که حد تعادلش رو داشته باشه...البته حد تعادلی که مدنظر باشه ها
ببین مهناز جون منم مجردیم اهل طلا نبودم اما دیدم به صلاحمه که باشم وشدم........سخت نیست امتحان کن میتونی دلار بخری میتونی حساب بلند مدت باز کنی که نتونی برداشت کنی اول یه قدمی بردار بعد خودت چنان رو غلطک می افتی که نگو


به صد درجه !همسر نازنینم دیوووووووونه تم

تو آمدی و رسیدم ،

منهای صفر* بود...

سهم من از عشق،
این جوریا هم نیست شهره جان. پاش بیوفته پول خرج میکنم اندازه همه پول خرج نکردنام...ولی مشکل اینجاست چون همسرم فکر پس انداز هست دیگه تو خودم اجباری نمیبینم که پس انداز کنم.
بهار منم یک سال که گذشته کلی تجربه کسب کردم چه برسه به چندین سال
مهناز جون من احساستو میفهممم حس یکماه پیش منو داری هرچی مامانم میگفت برا خودت یه کم پول کنار بذار میگفتم نههه واسه چی خودت باید برسی بهش
بهار جان حق با توئه. من اصلا اهل زیورالات نیستم. میگم مسئله من از دو جنبه باید بهش نگاه کرد:
اول اینکه من عادت دارم در لحظه زندگی کنم
و دوم اینکه همسرم برای جفتمون پس انداز میکنه و من کاملا بهش از این بابت اعتماد دارم
بهار جان حق با توئه. من اصلا اهل زیورالات نیستم. میگم مسئله من از دو جنبه باید بهش نگاه کرد:
اول اینکه من عادت دارم در لحظه زندگی کنم
و دوم اینکه همسرم برای جفتمون پس انداز میکنه و من کاملا بهش از این بابت اعتماد دارم
اره بهار خیلی بده فکر میکنی با مرور زمان خوب میشه؟؟؟؟؟
من خیلی ناراحتم
خودمو زدم به بی خیالی به خودم امید میدم که زمان مشکل ما رو حل میکنهههه
گاهی باید فاتحه خاطره ای رو خوند
وگرنه
همون خاطره
فاتحه تو رو می خونه
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز