2821
2789
عنوان

دیشب

73 بازدید | 2 پست

خواب می‌دیدم که سوار یه اتوبوس شدیم و وقتی پیاده شدیم از اتوبوس درها دیگه باز نشدن و منو یه خانوم دیگه جا‌موندیم بعد وقتی به خودمون اومدیم دیدیم توی سال ۱۳۲۱ هستیم بعد اینقدر خوش گذشت که نگو 

اول که پیاده شدیم از اتوبوس داخل شهر انزلی پیاده شدیم بعدش از هم جدا شدیم من همینطور که می‌گشتم با خودم میگفتم الان دیگه همه اونایی که مردن توی این زمان زندن و میتونم ببینمشون

چقدر پوشش مردم قشنگ بود چقدر روابط صمیمی تر و دوستانه تر بود بعد رفتم سمت شیراز حافظیه دم درش که پله میخورد یه خانوم با لباس های نظامی قرمز رنگ بود که با دیدن ما ادای احترام کرد و بعد که رفتیم دم درش بهمون یه سکه طلایی رنگ و یه قرآن کوچک هدیه دادن گفتن اینا هدیه حافظیه است بعدش رفتیم حافظیه داخل حافظیه آهنگ و شادی بود 

خلاصه خیلی خوب بود دلم تنگ شد کاش بیدار نمی‌شدم همونجا میموندم.✨🫠

Sorry ...i don't care about that.

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

2790
2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز