آشنایی ما ترکیبی از سنتی و مدرن بود
توسط خانواده ها به هم دیگه معرفی شدیم
همسرم اومدن خواستگاری
و وقتی صحبت اولیه موفقیت آمیز بود از فردای اون روز با هماهنگی پدرم با همسرم یک روز در بین میرفتیم مشاوره قبل ازدواج و بیرون برای آشنایی بیشتر و بعد از چندماه نهایتا اعلام کردیم که ما برای هم مناسب هستیم
پدرم گفتن دوره عقد و نامزدی بیشترین کدوریت ها و ناراحتی ها پیش میاد و بهتره با یک مراسم و جشن بزرگ
همون روزی که خطبه عقد جاری میشه مه لقا و همسرش برن زیر یک سقف
و همین طور هم شد
خداروشکر من و همسرم تا الان هیچ مشکلی نداشتیم و از گل بهم کم تر نگفتیم