2777
عنوان

درد دل

34 بازدید | 6 پست

کمک نمیخوام.  فقط خواسم حتی یکی به حرفم گوش بده

فقط مینویسم خودمو خالی کنم


خواهرم از صبه با دوستاش رفته بیرون تازه اومد خونه

بابام بهش گف خب اینم با خودت میبردی ( اشاره کرد ب من ) گفتم من خوشم نمیاد تو گرمای 40 درجه برم بگردم

گف زمستونم میگی سرده ک

بعد دیگ جوابشو ندادم

از اینکه فکر میکنه انقد بدبختم خواهر 17سالم منو ببره بیرون حرصم گرفته یعنی انقد خارو خفیفم یه بچه منو ببره بیرون بگردونه

بابام با ترحم نگام میکنه تو ذهنش انگار داره میگ بدبخت کل تابستون خونه مونده 

نمیدونم من زیادی بزرگش کردم یا واقعا این موضوع حرص درار هس


چندسالته

من هنوز بچگی نکردم،ولی لباس بزرگسالی تنم کردند،اونم اشتباهی واسه ام دوخته بودند،تنگه برام،،حالام میخوان بزور لباس پیری تنم کنند..من هنوز همون دخترک5،6ساله ام،که  پای چرخ خیاطی مادرم مینشستم تا پیرهن جدیدمو زودتر بدوزه و بپوشم.چه ذوقی میکردم.من هنوز دلم مثل گنجشک کوچیکه،زود میشکنه و زودی هم با یه پفک آشتی آشتی میشه،،من داره موهام سفید میشه ولی هنوزم یه جوجه رنگی دلمو شاد میکنه.وقتی بچه هام بهم میگن مامان،وحشت میکنم،یعنی من کی اینقدر بزرگ شدم که بشم تکیه گاه دو سه تا وروجک..منو ببرین بدین به مامانم تا گوشه ی چادرش رو بگیرم و باهاش برم حرم تا برگشتنی برام بستنی بخره،من بچگیمو میخوام!!!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من خودم وقتی بچه هام زیاد تو خونه باشن دلم براشون میسوزه، میبرمشون بیرون، احساس گناه میکنم یه وقت دلشون نگیره، شاید پدرتون همچین حسی داره، سخت نگیر

من هنوز بچگی نکردم،ولی لباس بزرگسالی تنم کردند،اونم اشتباهی واسه ام دوخته بودند،تنگه برام،،حالام میخوان بزور لباس پیری تنم کنند..من هنوز همون دخترک5،6ساله ام،که  پای چرخ خیاطی مادرم مینشستم تا پیرهن جدیدمو زودتر بدوزه و بپوشم.چه ذوقی میکردم.من هنوز دلم مثل گنجشک کوچیکه،زود میشکنه و زودی هم با یه پفک آشتی آشتی میشه،،من داره موهام سفید میشه ولی هنوزم یه جوجه رنگی دلمو شاد میکنه.وقتی بچه هام بهم میگن مامان،وحشت میکنم،یعنی من کی اینقدر بزرگ شدم که بشم تکیه گاه دو سه تا وروجک..منو ببرین بدین به مامانم تا گوشه ی چادرش رو بگیرم و باهاش برم حرم تا برگشتنی برام بستنی بخره،من بچگیمو میخوام!!!
من خودم وقتی بچه هام زیاد تو خونه باشن دلم براشون میسوزه، میبرمشون بیرون، احساس گناه میکنم یه وقت دل ...

اره حستون قابل درکه من مشکلم اینه ک بهم برخورد گف بچه تورو ببره بیرون مشکل اصلیم این بود

این جای ناراحتی نداره ولی تفریح و گردش روحيه اتو خيلي بهتر میکنه

بحث گردش و تفریح نبود ک اخه میگم بهم برخورد ب بچه گف اینو ببر بیرون حس کردم چقد بدبختم خودم عرضه ندارم ی بچه دبیرستانی منو ببره بیرون 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
داغ ترین های تاپیک های امروز