سلام بچه ها این و یکی از دوستام گفت بزارم *تاپیک خودن نیست*
سلام لطفا بهم کمک کنید و راهنماییم کنیم ۱۶ سالمه من با یک پسری هستم ۳ ۴ سالی میشه مادرم در جریان هست کل خانوادم و ولی بابام نه یکی دوباره متوجه شده ولی نمیدونه خانواده دوست پسرم میدونن در حدی بوده یک شب خونشون خابیدم و هروز خدا رفت و آمد دارم باهاشون دیشب باباش گفت به مامانت بگو میخام بیام حرف بزنیم در حد یک انگشتر نشون ک دیگ نترسید و راحت برید بیاید یعنی نترسیم ک یهو بابام بفهمه جوری که با موتور میریم میایم همه محلمون میدوننننننن همه در حدی که یک چندماهی میگن ما نامزدیم ولی ماملنم یک آدم ب شدت عوضی اصلا خوشبختی منو نمیخاد و یکجورایی حرفش نه و رایطه ام با مامانم خوب نیست و اصلاا و واقعا مثل سگ هست و همش غر میزنه و چوقولی منوو ب بابام میکنه و الان بابای دوست پسرم گفته یا زنگ میزنم یا فردا شب بریم پارک حرف بزنیم میگه ت قبلش بگو و اگه گفت نه بخوره بهم یعنی اگه بخوره بهم من بدبخت میشم در حد مرگ اسمشو تتو کردم رابطه داشتیم و.. چیکار کنمم🥲🥲😭
مامانش عوضیه و دختره قدیسه هستش که تو ۱۶سالگی خونه پسر مردم میره؟واقعا بچه های این دورو زمونه رو باید بریزی تو کوره اجر پزی
یه بار تو یه مجلسی یه گوشه نشسته بودم و حوصلم سررفته بود یه خانم انرژی مثبتی اومد پیشم و بدون مقدمه بهم گفت چه دختر خوشگلی چه صورت قشنگی و رفت اون جمله یه حس مثبت و رنگی رنگی بهم القا کرد که توطول بیست سال زندگیم تاحالا نچشیده بودمش و هنوزم وقتی بهش فکر میکنم قلبم اکلیلی میشه وهمون چند تا کلمه معمولی منو اون شب تبدیل کرد به یه دختر پرانرژی و شاد.از اون شب به بعد تصمیم گرفتم منم همین حس مثبتو به اطرافیانم بدم و خجالت و تکبرو بزارم کنار و هرکسی که در نظرم یه نکته مثبت داشته باشه بهش یادآوری کنم و بگم که چقدر خاصش کرده شاید تونستم منم همین حس نابو بهش بدم😍❤️