حالا من خودم قصد ازدواج ندارما اصلا امروز رفته بودم یه جایی یکی از بستگانم اولین بار بود منو میدید (مرد بود) بعد من رفتم پدر بزرگمو سلام کنم بعد مرده هم بود نشسته بود من پدربزرگمو ک سلام کردم اونم سلام کردم پدر بزرگم منو معرفی کرد بعد مرده گف دخترتون رو دیده بودم ولی نوه رو نه رودکرد ب مامانم اینو گفت بعد گفت دخترتون رو میدین برا پسرم مجرده بیشتر ببینیم شما رو اشنا بشیم(بنظرتون بد نبود اینطور گفت؟
من لبخند زدم، از اتاق زدم بیرون بعد شنیدم به مامانم کفته میخوان بیان من گفتم امدن چیکار من نمیخوام
حالا پسره بهترین مغازه ی میوه فروشی رو تو بهترین منطقه شهر داره خیلی بزرگ خونه داره ماشینم داره و اینکه😐دیپلمه من خودم رسمی هستم و رشتمم خوبه از نظر اجتماعی