امیرمؤمنان علی(ع)- خطاب به قنبر- که میخواست به کسی که به او ناسزا گفته بود، ناسزا گوید- میفرماید: آرام باش قنبر! دشنامگوی خود را خوار و سرشکسته بگذار تا خدای رحمان را خشنود و شیطان را ناخشنود کرده و دشمنت را کیفر داده باشی. قسم به خدایی که دانه را شکافت و خلایق را بیافرید، مؤمن پروردگار خود را با چیزی همانند بردباری خشنود نکرد و شیطان را با حربهای چون خاموشی به خشم نیاورد و احمق را چیزی مانند سکوت در مقابل او کیفر نداد. (أمالی شیخ مفید، ص118، ح2)
سلام بچه ها ۵ساله ازدواج کردم یه بار نشده شوهرم درست حسابی ببرتم بیرون یا یه خرید درست حسابی کنم.دلم میگیره بقیه زنارو با شوهراشون تو خیابون میبینم هیچوقت نشده اینجوری بریم بیرون همش تا خونه باباش اینا رفتیم یا چه میدونم یه خرید خونه.خسته شدم ب خدا از این وضعیت.دلم میخواد مسافرت برم ب خودم برسم اما نمیشه واقعا نمیشه.دوسم داره اما بلد نیست چجوری زنداری کنه.بهشم گفتما نمیفهه انگار.
یا مثلا بگو امروز از فللن جا میگذشتم یه چیزی دیدم دلم لک زد برا گرفتنش. اما دوس داشتم سلیقه تو رو ببینم . یا مثلا بودجشو نداشتم. . بعد دیگه نگو بریم خرید . دو سه باری طرح نیاز کنی خودش میگه بیا بریم
ب خدا چندبار گفتم..اینقد روش زیاده میگه تو باید وقتی من از خواب پامیشم بیای ماساژم بدی باید هی ب من برسی.خوب منم خسته میشم منم دلم توجه میخواد من زنم نه اون.من دوس دارم ناز کنم اما انگار برعکسه.دلم خیلی گرفته بچه هااا