تـو با قلب ویرانه مـن چـه کردی؟
ببین عشق دیوانه مـن چـه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با بال پروانۀ مـن چـه کردی؟
ننوشیده از جام چشم تومستم
خمار است میخانۀ مـن چـه کردی؟
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تـو با حسرت شانۀ مـن چـه کردی؟
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفرکرده با خانۀ مـن چـه کردی؟
جهان مـن از گریه ات خیس باران
تـو با سقف کاشانه ي مـن چـه کردی؟