لطفا بدون ترس از مسخره شدن تجربه تون رو از تناسخ بگین از خودم شروع میکنم
من از بچگی همیشه خواب میدیدم تو جنگل درحال فرار از چند نفرم انگار ک جنگ باشه برمیگردم پشت سرمو ببینم از پرتگاه میفتم همیشه از ارتفاع ترس داشتم جوری ک روی صندلی هم نمیتونستم وایستم یا اینکه یادمه بابام با مامانم دعوا کرد من بچه بودم داشت مامانمو کتک میزد همسایه ها جمع شده بودن بابام مامانمو برد تو اتاق و تا خورد کتکش زد درصورتی مامان و بابام میگن هیچ وقت همچین چیزی نشده یا انگار یادمه کلاس ژیمناستیک میرفتم ولی بابام میگه هیچ وقت نرفتی
خواهشا خوشت نمیاد گزارش نزن و نترکون