سلام بچه ها کمکم کنید یه دوست خانوادگی داریم خانواده ی مذهبی هستن (آدمای خوبین خیلی خدا رو باور دارن و ...)یبار رفتیم خونشون سه تا پسر دارن یکی از این پسراش خیلی زل زده بود نگام میکرد داداشمم کنارشون نشسته بود حتی بابامم باهامون بود نمیدونم چرا اونطوری نگا میکرد انگار تا حالا آدم ندیده بود واقعا از نگاهاش اذیت میشدم الان دوباره مامانش زنگ زده بیاین خونمون نمی تونم نگاهاشو تحمل کنم شما فکر کنید ما حدود ۶ ساعت اینا خونشون بودیم این همینطوری زل زده بود حالم بهم خورده بود دیگه😐😂یه راه حل بدید هیچ راهیم نداره که نرم چون مامانش که زنگ زده بود به مامانم گفته بود ستاره چه روزایی کلاس نداره؟که اون روز بیاید