داستان از این قرار بود که بابام مغازه خرید هر چی هم میخرید میزد به اسم پدربزرگم به رسم احترام بعد که پدربزرگم فوت کرد نوبت به تقسیم ارث رسید مغازه ما به ارث تبدیل شد و عمه هام پولشو خوردن قرار نبود اونا اینکارو بکنن بعد دعوا شد و الان ۳ ساله قطع رابطه ایم من اصلا دلم واسه هیچکدومشون تنگ نشده ولی پدرشوهر عمم فوت کرده مامان بزرگم به زور میگه برید اونجا به این بهانه آشتی کنید هر ۱۰ دقیقه ی بار زنگ میزنه اولا بابام راضی نبود الان اونم مامانمو زور کرده بریم مامانمم عصبیه و افسردگی شدید داره ناراحت بشه وضعش بدتر میشه نمیدونم چیکار کنم مامانمو راضی کنم یا به بقیه بگم ولش کنید
👨👩آقا و خانم محترم وقتی از شما سؤال میکنن اینطور پاسخگو باشید...:میپرسند شما متأهل هستین یا مجرد؟بگویید متعهد هستم, چون که...:تجربه نشون داده نه مجرد بودن نشانه تعلق خاطر نداشتن به کسی هست نه متأهل بودن نشونه تعهد و وفاداری...همه قراردادها را که روی کاغذهای بی جان نمینویسند...بعضی از عهدها و قولها را روی قلبهایمان مینویسیم... حواسمون به این عهدهای غیر کاغذی باشه شکستنشان یک انسان رو میشکنه😞💔 آقای محترم خوب دقت کن روز اول شروع زندگی رو یادت میاد...؟ حتما یادت میاد چه عاشقانه ها و چه اظهار علاقه های دو نفره داشتی... خانم محترم خوب دقت کن روزای اول شروع زندگی رو یادت میاد...؟ حتما یادت میاد چه ناز کردنها و چه خوشیهای دو نفره داشتی... تو رو خدا پایبند باشید به هم دیگه. تو زندگی زناشویی هم دیگرو بپرستید. آقا حالا که متأهل شدی متعهد شو... زندگی زناشویی حرمت داره... مرد اونکه خیانت بتونه بکنه اما نکنه...خانم محترم انتقام گرفتن در زندگی معنا و مفهومی نداره و تا با همسرت دعوات شد, افکار پلید رو از ذهنت دور کن😡 پایه زندگی هر مردی شما خانمها هستین... خدا حفظ کنه همه خانمهای پاکدامن رو.
به نظرم نرین اونجا، من که قسم خوردم دیگه با خواهرشوهر بزرگه ام چشم تو چشم نشم، ول کل حال دارین اونجا یحرفی میزنن مادرتون ناراحت میشه تازه اومدین با این درد کنار بیاین، والله داغش تازه میشه