داستان از این قرار بود که بابام مغازه خرید هر چی هم میخرید میزد به اسم پدربزرگم به رسم احترام بعد که پدربزرگم فوت کرد نوبت به تقسیم ارث رسید مغازه ما به ارث تبدیل شد و عمه هام پولشو خوردن قرار نبود اونا اینکارو بکنن بعد دعوا شد و الان ۳ ساله قطع رابطه ایم من اصلا دلم واسه هیچکدومشون تنگ نشده ولی پدرشوهر عمم فوت کرده مامان بزرگم به زور میگه برید اونجا به این بهانه آشتی کنید هر ۱۰ دقیقه ی بار زنگ میزنه اولا بابام راضی نبود الان اونم مامانمو زور کرده بریم مامانمم عصبیه و افسردگی شدید داره ناراحت بشه وضعش بدتر میشه نمیدونم چیکار کنم مامانمو راضی کنم یا به بقیه بگم ولش کنید
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
عمه هام به مامان بزرگم خرجی میدن بعد مامان بزرگم در هر شرایطی از اونا دفاع میکنه کا ی موقع پول سیگارش کم نیاد ما دعا میکنیم خدا جوابشونو بده ولی چه فایده اونا خوش شانسن و ثروتمند هیچ مشکلی براشون پیش نمیاد