خانما شوهرم بارهاخیانت کردوبخشیدم وهربار قول داد تکرار نکنه وکرد بخاطر بچم تحمل میکردم
خودم ۲۳ شوهرم ۳۲ سالشه
خلاصه متوجه شدم ۲ روز پیش ک داشته از سرکار برمیگشته ی خانمی و تومسیر سوار میکنه میرسونه واین وسطم ظاهرا ازش شماره گرفته
وقتی رسید دیدم شوهرم ب یه شماره تک زده فهمیدم دختره پرسیدم ازش وکلی عصبی شدم اونم خودشو لوداد گفت ی خانمی تومسیربود برا ثواب رسوندمش🫤بعد ک خواست پیاده بشه ب من گفت گوشیم گم شده از گوشیتون ی زنگی بزنید ب گوشیم منم زنگ زدم
خلاصه مجبورش کردم زنگ بزنه ب شماره اونم زنگ زد خانمه اول نشناخت وانکار کرد گفت من امروز سوارماشین نشدم اول گفت
بعد گفت اسنپ گرفتم(صدای مردی میومد پیشش ظاهرا نامزدی دوست پسری کسی و فکرکنم نمیخواست پیش نامزدش بگه)
بازم یخورده بعد شوهرمو مجبور کردم زنگ زد و گفت من ماشینم فلان بود رسوندمتون فلان جا اون خانم یادش افتاد گفت اره یادم افتاد ولی گفت اسنپ گرفتم(نگفت توجاده سوارشدم منم مطمئن بودم شوهرم اسنپ نداره)
کلا این خانمه هم هی حرفاش یکی نبود
بعد من باخانمه صحبت کردم گفت خانم راستشو بخواید همسرتون منو رسوند خواستم پیاده شم بهم گفت میتونم شمارتونو داشته باشم منم همینطوری شماره دادم
بعد دوباره زنگ زدیم این خانم گذاشت لیست رد
بعد همسرم هی بهش این پیامارو از گوشیم میداد الان میفرستم
روز بعدشم من صبح زنگ زدم ب خانمه از یک خط دیگه گفت مطمئن باش دروغ نمیگم ومن گوشیم گم نشده بود خود شوهرت ازم شماره خواست چرا باید دروغ بگم