2777
2789

خانما شوهرم بارهاخیانت کردوبخشیدم وهربار قول داد تکرار نکنه وکرد بخاطر بچم تحمل میکردم

خودم ۲۳ شوهرم ۳۲ سالشه

خلاصه متوجه شدم ۲ روز پیش ک داشته از سرکار برمیگشته ی خانمی و تومسیر سوار میکنه میرسونه واین وسطم ظاهرا ازش شماره گرفته

وقتی رسید دیدم شوهرم ب یه شماره تک زده فهمیدم دختره پرسیدم  ازش وکلی عصبی شدم اونم خودشو لوداد گفت ی خانمی تومسیربود برا ثواب رسوندمش🫤بعد ک خواست پیاده بشه ب من گفت گوشیم گم شده از گوشیتون ی زنگی بزنید ب گوشیم منم زنگ زدم

خلاصه مجبورش کردم زنگ بزنه ب شماره اونم زنگ زد خانمه اول نشناخت وانکار کرد گفت من امروز سوارماشین نشدم اول گفت

بعد گفت اسنپ گرفتم(صدای مردی میومد پیشش ظاهرا نامزدی دوست پسری کسی و فکرکنم نمیخواست پیش نامزدش بگه)

بازم یخورده بعد شوهرمو مجبور کردم زنگ زد و گفت من ماشینم فلان بود رسوندمتون فلان جا اون خانم یادش افتاد گفت اره یادم افتاد ولی گفت اسنپ گرفتم(نگفت توجاده سوارشدم منم مطمئن بودم شوهرم اسنپ نداره)

کلا این خانمه هم هی حرفاش یکی نبود

بعد من باخانمه صحبت کردم گفت خانم راستشو بخواید همسرتون منو رسوند خواستم پیاده شم بهم گفت میتونم شمارتونو داشته باشم منم همینطوری شماره دادم 

بعد دوباره زنگ زدیم این خانم گذاشت لیست رد

بعد همسرم هی بهش این پیامارو از گوشیم میداد الان میفرستم

روز بعدشم من صبح زنگ زدم ب خانمه از یک خط دیگه گفت مطمئن باش دروغ نمیگم ومن گوشیم گم نشده بود خود شوهرت ازم شماره خواست چرا باید دروغ بگم

شوهرم :مگه تو گوشیت گم نشده بود گفتی شمارکو بگیر بعد گفتی پیداش کردم 

دختره : بابا باش حق با شما عجب آدمایی گیرم میاد مزاحم نشو


شوهرم: پس چطور گفتی من شمارتون گرفتم تو گوشیمو بردی خواستی شمارتو بزنی بعد گفتی پیدا شد گوشیم


دختره :باش تموم شد حالا میتونی بری بسلامت

 

شوهرم :حرف بدی شنیدی ازم  

شوهرم :راستو بگو

شوهرم: غیر از این چیزی بود

شوهرم :مگه مریض بودی که میگی من شمارتو خواستم چرا دروغ میگی

شوهرم :مگه تو گوشیت گم نشده بود گفتی شمارکو بگیر بعد گفتی پیداش کردم دختره : بابا باش حق با شما عجب ...

اینم پیامایی ک شوهرم از گوشی من ب دختره میداد ک ثابت کنه مثلا دختره دروغ میگه

شما چی میگید

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

شوهرت با سابقه درخشانی ک داره معلومه دروغ میگهوگرنه زنی ک تورو نمیشناسه چرا باید بخاد زندگی تورو خرا ...

دقیقا 

اسی شوهرتو بنداز بره 

تو یک زنی ^_^..! زیبا باش! لباس خوب بپوش! ورزش کن! مواظب هیکل و اندامت باش! هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد! همیشه بوی عطر بده! مطالعه کن و آگاهی ات را بالا ببر... خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در یک خلوت دنج مهمان کن! برای خودت گاهی هدیه ای بخر! وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنی آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد میکنی یادت باشد .."برای یک زن عزت نفس غوغا میکند"          

اسی تاپیکاتو خوندم 

چرا طلاق نمیگیری چرا موندی تو همچین خونه ای که مرد قدرتو نمیدونه 

مگه چی کم داری که اینقدر خیانت میکنه؟ 

حیف جوونیت 

هم سنای تو درگیر درس و دانشگاهن اونوقت توچی؟ 

سنی نداری. طلاق بگیر و ادامه زندگیتو با آرامش ادامه بده 

دادگاه پسرتو بهت میده نگران نباش 

تو یک زنی ^_^..! زیبا باش! لباس خوب بپوش! ورزش کن! مواظب هیکل و اندامت باش! هر سنی که داری خوب و زیبا بگرد! همیشه بوی عطر بده! مطالعه کن و آگاهی ات را بالا ببر... خودت را به صرف قهوه ای یا چایی در یک خلوت دنج مهمان کن! برای خودت گاهی هدیه ای بخر! وقتی به خودت و روحت احترام میگذاری احساس سربلندی میکنی آنوقت دیگر از تنهایی به دیگران پناه نمیبری و اگر قرار است انتخاب کنی کمتر به اشتباه اعتماد میکنی یادت باشد .."برای یک زن عزت نفس غوغا میکند"          
دقیقا اسی شوهرتو بنداز بره

منم همینو میگم اما تاپیک قبلیم یکی میگه دختره دروغ میگه

دختره هم یکم حرفاش ضدو نقیض بود یبار انکار کرد گف سوارماشین نشدم یبار گف اسنپ  حالا شوهرم اسنپ کار نمیکرد بعدا اعتراف کرد گفت از توجاده سوارشدم


بعدیهو گفت حقیقت اینه شماره ازم خواست

از طرفی شوهرم شبش میخواس ثابت کنه صبحش زنگ زدم گفتم حالا من نبودم ولی خدا بود دیدتوشماره گرفتی دیگ هی انکار نکن اونم یه اره ریزززززی خیلی ریزی گفت ک بزور شنیدم و شبشم گفت شیطان گولم زد ببخش منو دیگه تکرار نمیشه البته من کاری نکردم فقط خانم سوار کردم تومسیر رسوندم

اسی تاپیکاتو خوندم چرا طلاق نمیگیری چرا موندی تو همچین خونه ای که مرد قدرتو نمیدونه مگه چی کم داری ک ...

دادگاه تا۷ سالگی بچمو میده

بچم الان ۵ سالشه و خیلییی فضوله  خونوادم تحملش نمیکنن پدرم ۲ واحد بالا خونش داره میخوام برگرده بهش اسرار کنم یکیو بده ک من اونجا بشینم حداقل اگ بچم اومد پیشم بتونم راحت براش مادری کنم

از طرفی شوهرم خیلی ماااار و عوضیه اگه بد بشه خیلی بد میشه البته تاحالا پاشو تو دادگاه نکشوندم ببینم چی میشه وایا زبونشم باز اینقدر درازه اونجا

صبرکرده بودم بخدا بخاطر بچم بوووده همش بخاطر بچم

اسی تاپیکاتو خوندم چرا طلاق نمیگیری چرا موندی تو همچین خونه ای که مرد قدرتو نمیدونه مگه چی کم داری ک ...

باورمیکنی سفید چشام درشت خوشکل همین خوشکلیم جذبش کرد وخودشو کشت تا خونوادم راضی بشن آخرم اینطور

کاش زشت بودم حداقل میگفتم زشتم

اینم بگم مبتلا ب ویرووسhpvشدم حالا من مطمئنم ازخودش وکثافتاش بوده بعد رفتیم پیش ی دکتر احمق همسرمو معاینه کرد زگیل نداشت گفت پاک پاکی اینم الان زبونش ۳ متر شده ک من پاکم تومریضی معلوم نیس از کجا ویرووس گرفتی

هی میگه خب دیدی من سالم بودم برات دارم بدبختت میکنم(چون حس کرده میخوام جداشم)


ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792