2777
2789

یبار نامزدم رفته بود دانشگاهش تو ارومیه بعد همون روز همه خونه مادر شوهرم اینا دعوت شده بودن نامزدمم نمیدونست مهمونیه خونشون، بعد که اومده بود برای من کادو خریده بود یه جعبه پر که اومد پیشم بهم بده ، مادر شوهرمم به من گفته بود بیا خونمون فامیلا هستن دور هم باشیم دیگه انگار جلوی همه هم منو دید خوشحال شد هم من کادو گرفتم خوشحال شدم 🥺❤️

بچه‌ها اگه امرور خرید سوپرمارکتی دارین، پیشنهادم اینه که خریدتون رو از سوپرمارکت دیجی کالا انجام بدین. 😄

هم تا ۹۹٪ تخفیف داره، هم یه کد تخفیف ۵۰۰ هزارتومنی داره.

کد: ATP5

ارسالشم انگار رایگانه

من گفتم اینجا هم بذارم شاید به دردتون بخوره. 🌸

ما عقدو تو خونه برگزار کردیم و سفره عقد چیدیمو عاقد اومدو فلان شوهرمم پسرعمومه 

من پدرم فوت شده سر عقد موقع کادو دادن پدر بزرگم کادو داد منم ب نشونه ی احترام دستشو بوسیدم بعد اون یکی پدربزرگم اومد بعد دیدم ضایعس دست اینم بوسیدم مادرم اومد کادو داد دستشو بوسیدم خلاصه که افسار پاره کرده بودم دیگه عین گداها خم مونده بودم عمو بزرگه،دایی،خاله و …هرکی میومد یه پولی میذاشت کف دستم منم دستشو میبوسیدم یعنی یادم میوفته میخوام بمیرم نمیدونم چرا یکی بهم نگفت بتمرگ سر جات 

عقد بودیم همسرم دانشگاه بود مسیرش خیلی دور بود نمیتونست زیاد بیاد و بره

درگیر کارای پایان نامش بود و دو ماهی میشد ندیده بودمش

اون وقتا کلاس آرایشگری میرفتم

مادرشوهرم اومد که مدلم بشه

وقتی اومد تو سالن چند دقیقه ای گذشت گفت عزیز برو ببین در ماشین قفل کردم شک دارم قفل کردم یا نه

سوئیچ برداشتم رفتم ماشین چک کنم یه لحظه برگشتم دیدم همسرم وایساده داره نگام میکنه

قفل کرده بودم😅 نمیدونستم چی بگم اصلا

هیچی از کلاس اون روزم نفهمیدم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108