باورم نمیشه منی ک بابام با ناز و مهربونیت بزرگم کرده از گل کمتر بهم نگفته گیر ی کسی بیفتم ک انقد بیرحمانه کتکم بزنه میزنن صورتمو زخمی میکنه الکی میگم اینور اونور خورده دلم خیلی گرفته چون نمیتونم دردمو ب کسی بگم ب خاطر اینکه مامان بابام غصه نخورن هشت ساله ی کتکایی خوردم ک اصلا باورم نمیشه کسی ک این همه ب پاش سوختمو ساختم ی همچین کتکایی بهم بزنه ک تو خوابم نمیدیدم همه فک میکنن همسرم مهربونه ولی نمیدونن من حفظ آبرو کردم براش انقد گریه کردن چشام وا نمیشن انقد زده تو سرم ک سرم داره می ترکه موهامو کشیده کف سرم ی جور وحشتناکی درد میکنه میگه وقتی گریه میکنی دیوونه میشم میزنمت چون خیلی دوسِت دارم فحشای رکیک بهم میده چرا من باید چیزایی ک ب خوابمم نمیدیدم سرم بیاد!نمیتونم برگردم پیش خونوادم مگه این ک خودم مستقل بشم یعنی روم نمیشه باورتون میشه چاقو میکشه روم!ی مانتو خریدم تازه امشب پارش کرد خیلی دوسش داشتم میشه برام دعا کنین از این فلاکت دربیام!؟
غلط کرده ک*صافت بیشعور روانیبرو پزشکی قانونی شکایت کن یعنی چی هنوزم این مردای هاری ک دسته بزن داشته ...
جالب اینجاست ک خودشو خیلی قبول داره ادعای شعورش میشه میگه تحصیل کرده ام هر کسی رو هم قبول ندارم!منی ک انقد پرشور بودم زمان مجردین کاری باهام کرده ک آرزوی مرگ کنم
باید جلوش وایسی ی بارم ک شده بزن به درسبیطه بازی من هفته ی اول ازدواج با شوهرم دعوام رشد دستم قرمز شده بود زدم به سلیطه بازی همسایه هارو ریختم دم در خونه داشتم زنگ میزدم پلیس ب غلط کردن افتاد دیک بعد اون حرعت دست درازی نکرده
سر اوضاعی ک برام درست کرده اجازه اعتراض هم بهم نمیده!من این روزا رو ب خوابمم نمیدیدم هر چی آرزو خودمو خونوادم برام داشتم و داشتن همه رو گذاشتن ب دلم خودشو خونوادش خونه مستاجریو فروش ماشینمو خیلی چیزای دیگه تلاش نکردن برا زندگی و راحت طلبی حق دارم اعتراض کنم من اگه عقل الانمو داشتم الان خوشبخت ترین بودم چون کم خواستگار نداشتم اونم آدمای موجه با شرایط خوب