2821
2789
عنوان

تراز 5200😊😊😊

| مشاهده متن کامل بحث + 631 بازدید | 33 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بینایی سه تا دانشگاه داره که تعداد کمی میگیره

رتبه عالی میخواد

آواز قو" این اصطلاح از یک باور قدیمی سرچشمه می‌گیرد که قوها قبل از مرگ زیباترین آواز خود را می‌خوانند. در واقع، این اصطلاح به این معناست که فرد قبل از پایان کار خود اونو به بهترین روش انجام میده مثل قو باشیم تا آخرین لحظه تلاش کنیم و آخرشو قشنگ تموم کنیم

تجربی

نمیشه

من ترازم شیش و خورده ای بود با سهمیه ۵ درصد پرستاری ازاد ناکجا ابادم نیاوردم

دیروز رفتیم لوکیشن سریال تاسیان...همون جایی که شیرین و امیر نشسته بودن...دیروز مثل همه ی روزهای قبلی کسل بودم...اگه هم رفتم بعنوان خدافظی با سعیده بود که چند روز دیگه از رشت برمیگرده به دانشگاهشون...اون دو نفر رفتن از هم عکس بگیرن...اون قدر رفتن که دیگه نمیدیدمشون...دراز کشیده بودم روی پارچه بدون گوشی(آنتن نداره اونجا)...صدای سوختن چوب و بوی آتیش میومد و صدای پرنده ها...هوا خوب بود...نه سرد نه گرم...زیر سایه ی درخت دراز کشیده بودم و دوتا سگ که با غذاهایی که بهشون داده بودم حسابی نمک گیرشون کرده بودم و از کنارم جم نمیخوردن دو طرف دراز کشیده بودن...آفتاب،چایی،تنهایی،بوی سوختن چوب،منظره ی آب و اسب روبه روم،صدای پرنده ها...فقط تو نبودی...کاش تو هم بودی...کاش هیشکی نبود ولی تو بودی...کاش هیشکی نباشه ولی تو باشی...کاش جای همه تو باشی،علاوه بر اینکه همیشه توی قلبمی کاش حضور فیزیکیت رو هم همیشه کنار خودم داشتم...💙

دانشگاه ازاد منظورمه نه دولتی

نداره خواهر یه تا دولتی داره

آواز قو" این اصطلاح از یک باور قدیمی سرچشمه می‌گیرد که قوها قبل از مرگ زیباترین آواز خود را می‌خوانند. در واقع، این اصطلاح به این معناست که فرد قبل از پایان کار خود اونو به بهترین روش انجام میده مثل قو باشیم تا آخرین لحظه تلاش کنیم و آخرشو قشنگ تموم کنیم

امسال شاید شرایط بهتر شده باشه

😐😑 انشالله 

دیروز رفتیم لوکیشن سریال تاسیان...همون جایی که شیرین و امیر نشسته بودن...دیروز مثل همه ی روزهای قبلی کسل بودم...اگه هم رفتم بعنوان خدافظی با سعیده بود که چند روز دیگه از رشت برمیگرده به دانشگاهشون...اون دو نفر رفتن از هم عکس بگیرن...اون قدر رفتن که دیگه نمیدیدمشون...دراز کشیده بودم روی پارچه بدون گوشی(آنتن نداره اونجا)...صدای سوختن چوب و بوی آتیش میومد و صدای پرنده ها...هوا خوب بود...نه سرد نه گرم...زیر سایه ی درخت دراز کشیده بودم و دوتا سگ که با غذاهایی که بهشون داده بودم حسابی نمک گیرشون کرده بودم و از کنارم جم نمیخوردن دو طرف دراز کشیده بودن...آفتاب،چایی،تنهایی،بوی سوختن چوب،منظره ی آب و اسب روبه روم،صدای پرنده ها...فقط تو نبودی...کاش تو هم بودی...کاش هیشکی نبود ولی تو بودی...کاش هیشکی نباشه ولی تو باشی...کاش جای همه تو باشی،علاوه بر اینکه همیشه توی قلبمی کاش حضور فیزیکیت رو هم همیشه کنار خودم داشتم...💙

نداره خواهر یه تا دولتی داره

سه تا*

آواز قو" این اصطلاح از یک باور قدیمی سرچشمه می‌گیرد که قوها قبل از مرگ زیباترین آواز خود را می‌خوانند. در واقع، این اصطلاح به این معناست که فرد قبل از پایان کار خود اونو به بهترین روش انجام میده مثل قو باشیم تا آخرین لحظه تلاش کنیم و آخرشو قشنگ تموم کنیم

2825
2823
2791
2779
2792