2777
2789
عنوان

دنگمو بدم ❓

149 بازدید | 34 پست

با رفیقم اینا رفتیم گردش  داداشش هم به بهونه اینکه میخواد از همون جایی که منو دوستم دیدار کردیم بره جایی  ولی تا اخرش نرفت😐😐😐

واسمون بستنی گرفت ( هیچکی ازش نخواسته بود یهو جنتلمن شد حتی خواهرشم میگفت تاحالا واسه من نگرفته دختر مردم ببینه جوگیر شده😂😐😐😐😐😐😐😐😐) خواستم ازش تشکر کنم   سرشو انداخت پایین جوگیر شد سر دوستم داد زد و رفت😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐ضایع شدم 🗿💔 یه حس بدی بهم دست داددد که نگمممم😐

واسه دوستم کلی خوراکی خریده بودم  بنظرتون دنگ بستنیو حساب کنم?   بهش بگم دیگه داداشتم نیاد?

𓄂𓆃

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

نه لازم نیست دنگی بدی 

درمورد نیومدن داداششم حرفی نزن اون خودش با اون ضایع بازی که دراورد دیگه نمیاد😬


 یخ زیر لب گفت :(چه فایده که زندگی کنی و کسی را دوست نداشته باشی ؟چه فایده که کسی را دوست داشته باشی ولی نگاهش نکنی!) روزها یخ به آفتاب نگاه می کرد. خورشید و درخت می دیدند که هر روز کوچک و کوچک تر می شود. یخ لذت می برد ،ولی خورشید نگران بود. یک روز که خورشید از خواب بیدار شد تکه ی یخ را ندید. نزدیک شد. از جای یخ ،جوی کوچکی جاری شده بود. جوی کوچک مدتی که رفت، توی زمین ناپدید شد. چند روز بعد، از همان جا، یک گل زیبا به رنگ زرد، به شکل خورشید رویید.هر جایی که آفتاب می رفت، گل هم با او می چرخید و به او نگاه می کرد.گل آفتاب گردان هنوز خورشید را دوست دارد، او هنوز عاشق خورشید است. ❤️✨
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز