سه تا خونواوده باهم دوره مهمونی داشتیم شوهر من یکم تو خرج کردنو تیپ زدن اینا تاپه نه که من پایینتر باشه نه من ازون خوشگلتر و تیپمم درحد عالیه نمیخوام تعریف کنم از خودم فقط برای ادامه جریان لازمه بگم
همش اون دوتا پشت شوهرم در نیاومدن ازش تعریف میکردن
اینکه چه خوبه بچمون به اون رفته درحالی که صفرتاصد دخترم شکل خودمه من یکم ب همسرممیگم توخرجکردن مراعات کن اونا هی میگفتن به بچم با بابات بگرد بابات لارجه نیافتی دنبال مامانت هااا هرچی شوهرم میگفت تایید میکردن یا تا شوهردوستمچیزی میگفت میگفت ب شوهرش دهنتو ببند تو مثل فلانی دلت میاد خرج کنی اون اسمش مرده نه توحای شوهرمم گفت چقد حرفت زشته این چ حرفیه ب همسرت میزنی منم اصلاااا ادم حساسی نیستم بخدا ولی خیلی بدم اومد بعد جاریمم سر گوشی که شوهرم هنگامکشیدن سیگار عکس ازش گرفت براشوخی گفت ب بابات نشون میدم اونم دستاشو انداخته بود دور شوهرم که بزور گوشیشو بگیره شوهرمم گوشیوداد گفت بگیر بابا پاک کن چیه پریدی کولم
برگشتیم چیزی نگفتم شوهررم رفته سرکار پس فردا میاد بیاد بهش چی بگم؟؟که بار بعدی این حرکاتونکنن بگم شوهرم بزنه تو ذوقشون؟؟
واینکه دلیل کارشون چیه خیلی اعصابم خورده بقران
اینم بگم من از اون دوتا خیلی خوشگلترم و اصلا با شوهراشون گرم نمیگیرم درحد حرف زدن عادی شوهرمم اصلا ازون دوتا خوشش نمیاد میگه سبکن توحرف زدنم تحویلشون نمیگیره