چند وقت پیشا داشتم با همسرم صحبت میکردم اصلا موضوع به مهریه مربوط نبود که بهو رسید به مهریه و ازدواج و تعیین کردن مهریه که همسر من برای دومین بار گفت مهریتو ببخش این یه دین گردن من و من مهریه رو تعیین نکردم اصلا نباید خانواده عروس مهریه رو تعیین کنن من اینو حتیبه پدر مادر خودمم میگم ( البته واقعا گفته) و گفت من فقط 100 تا میتونم بدم و از این حرفا .اینو بگم که ما چند بار با هن دعوای بدی راشتیم که به خانواده ها کشیده شده یه بار بهم گفت آدم از ترس مهریه نمیتونه کاری کنه و حرفشو بزنه .من خیلی ناراحتم حس میکنم با من زوری مونده البته میدونم دوسم داره واقعا ولی اینم میدونم مثل قدیم نیس