سلام من از یه شخصی خوشم اومده ولی اون هیچی نگفته احتمال میدم روز آخر بهم بگه در این حد بگم که دستیار دکترهه و من و مامانم باهم رفتیم رو به مادرم گفتم :من میرم همین پارک بغل کارت تموم شد بهم زنگ بزن اون آقا :به من نگاه کردو گفت الان صداش میزنما که یعنی من نرم 😑وایسم با مامانم برم
بهم میگفت :شما از اون مریضایی هستین که من شمارو فراموش نمیکنم
منم هیچی نگفتم کلا هرچی میگه چیزی نمیگم
یه سریم میگفت شما قبلا پیش ما اومدین و آشنایین
و وقتی میخواستم زودتر وقت بگیرم :میگفت این همه عجله برا چیه کرتون تموم میشه در صورتی که اون روز که منشی میخواست بهم وقت بده وقت خالی بود
به نظر شما اون آقا داره نخ میده به من یا من الکی فکر کردم از من خوشش میاد؟
تو تاپیک قبلیم گفتم کلا داستانو (تاپیک تمایلات جنسی )