چی بگم والا
با خودم قسم خودم فعلا سراغش نرم
بهش می گم چرا این قدر ادا و اصول برام می ذاری برا رابطه و..
میگه اعصاب ندارم و فکرممشعوله و..
می گم تو بعد ۱ ماه خونه امدی نه مخبتی ازت دیدم نه دلتنگی !،
حتی یه دست خشک و خالی نمی دی مراقبی انگشتت بهم نخوره
فکر می کنی من حالیم نیست من نمی فهمم !!و...
و برای اولین با تو زتدگیم دیشب مثلا للکی خواست از دلم دربیاره گفتم خیلی خوابم میاد بزار بخوابم . اونم گفت باشه .
بعش برخورد . گفتم تو دلم بزار یکم به تو بر بخوره بارها ووبارها غرورم رو شکستی .. یک بارم تو ..
من خیلی کلافه ام .. واقعا ...
چرا کنار میایم دیده نمی شیم ؟؟؟