2777
2789
عنوان

كي مقصرِ؟

548 بازدید | 42 پست

شوهرم صبح كه ساعت ٧ ميره 11 مياد 

ديروز من رفتم خونه مامانم اونم ١٠ نيم اومد دنبالم تا رسيديم خونه رفت خوابيد 

منم لباس هاي باشگاهشو ريخته بودم تو ماشين داشتم واسه صبحش سيب ميپختم 

توي هال نشسته بودم منتظر كار ماشين تموم شه 

گوشيمم دستم تو كانال تلگ رام بودم 

يهو پاشد اومد گفت بده ببينم تو تل گرام چيكار ميكني 


همش تو تلگ رامي گوشيت واجب تره منه نيومدي بگه خسته اي اومدي دنبال من از اين سر شهر تا اون سر شهر ماساژت بدم 

بهش گفتم منتظرم كار ماشين تموم شه دارم لباساتو ميشورم گفته 

منت نزار دست به لباساي من ديگه نميزني 

بعدم گفته گريه كني ميبرم ميزارمت خونه بابات 

🙁🙁🙁

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اگه دفعه اولشه رو نده بازم بخواد از اين رفتارا بكنه

قانون انتظار میگه منتظـر هر چی باشی وارد زندگیــت میشه...پس دائم با خودت تکرار کن : امـروز منتظـر عالیترین اتفاق ها هستم

نه هيچ بحثي نبوده 

همين كه من چراغ خاموش كردم اومدم تو هال 

و تو تلگ رام بودم !

توقع داشته ماساژت بدم 

اخه گفت ميخوام بخوابم 🙁

من ديشب هيچي نگفتم چون اگه حرف ميزده دعوامون ميشد و بعد ميگفت تو دعوا كردي 

تازه ميگه تو خونه مامانت ميري عِوض ميشي ! 

اخه جرمه من تو هال بي سر و صدا منتظرم لباساشو پهن كنم

حق با شوهرته خب. راست میگه دیگه بجا اینکه بری پا گوشیت میرفتی پیش شوهرت دراز میکشیدی یا بقول خودش ماساژش میدادی. ماشینم ک لباسو شست لباسارو برمیداشتی. 

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم که می گفت پاشو ببین عجب برفی اومده برف ده سالگی را به خاطر تعطیل شدن مدرسه و خوابیدن کنار  مادرم حتی یک ساعت بیشتر. برف چهارده سالگی را به خاطر تشویش امتحانات .برف هجده سالگی را به خاطر استرس کنکور و آینده !! برف بیست سالگی را به خاطر عاشقی . هیجان عشقی که در ذهنم تا ابد ادامه داشت اما از برف بیست و پنج سالگی به بعد برف ها فقط سرد بود و سرد بود و سرد…… و خاطراتی که هرگز تکرار نخواهد شد……
فک کنم خیلی خسته بوده،توقع داشته بری نازشو بکشی،ازین لوس بازیا بعضیاشون دارن 😁

اره خوب توقع داشته اما من كه نميدونستم 

اين رفتارا رو نداره 

حالا حق با كيه ؟ 

صبح حق به جانب رفت از خونه بيرون 

منم از تو جام پا نشدم 

حق با شوهرته خب. راست میگه دیگه بجا اینکه بری پا گوشیت میرفتی پیش شوهرت دراز میکشیدی یا بقول خودش ما ...

وقتي ميخواست بخوابه منم خوابم نميومد 🙁

واقعا حق با اونه ؟

وای این حرفت چیه ب استارتر یاد میدین رو نده یعنی چی. استارتر تو تا 11بری کار بعد شوهرتم خونه مامانش باسه وقتی هم میاد سر گوشیش چ حسی پیدا میکنی. اباس شستن بهانس ماشین ک کر خودشو میکنه مگه قراره بری با دست لباس بشوری ک میگی دارم لباساتو میشورم. میرفتی پیشش یکم نازش میکردی حداقل

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم که می گفت پاشو ببین عجب برفی اومده برف ده سالگی را به خاطر تعطیل شدن مدرسه و خوابیدن کنار  مادرم حتی یک ساعت بیشتر. برف چهارده سالگی را به خاطر تشویش امتحانات .برف هجده سالگی را به خاطر استرس کنکور و آینده !! برف بیست سالگی را به خاطر عاشقی . هیجان عشقی که در ذهنم تا ابد ادامه داشت اما از برف بیست و پنج سالگی به بعد برف ها فقط سرد بود و سرد بود و سرد…… و خاطراتی که هرگز تکرار نخواهد شد……

شوهر من گاهی از خوابم که بیدار میشه میگه ماساژم بده.شوهر تو که خسته بوده. هیچکدوم مقصر نبودید قهر نکن اشتی آشتی.اگه بازم تکرار کرد یعنی پررو شده اگه خوب بود شرمنده شده

به خدا  خوبتر از خوبتر از خوبتری...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز