من ۱۷ سالمه به گفته مادرم چند تا خاستگار دارم که بهم نمیگه کیا هستن
یه خاله دارم وقتی ۱۸ سالش بوده نامزدی کرده با یکی از پسرای فامیل بهم خورده نامزدیش یه بارم عقد کرده جدا شده
مامانم فکر میکنه عاقبت منم مثل خالم میشه هر جا میشینه میگه من دختر حالا شوهر نمیدم
توی هر چیزی من و دست کم میگیره در حالی که همه از رفتارم تعریف میکنن(عزیزان نه من شما رو میشناسم نه شما من و پس بحث کلاسم نیست واقعیت ها رو میگم)
دخترای فامیل ما همه زود ازدواج کردن بیشتریاشون شوهراشون خوبن تک و توک بد هست
دروغ چرا منم دوس دارم ازدواج کنم
مامانم یه کاری کرده از خودم نا امید شدم
همش از رفتار با خانواده شوهر میگه که اصلا با خانواده بابام رفتارش خوب نیست
عصبی شدم از دستش همه اعتماد به نفسم و ازم گرفته (نه بحث خاستگار )
شما بگین چیکار کنم ؟