2777
2789
عنوان

ازدواج

148 بازدید | 19 پست

من ۱۷ سالمه به گفته مادرم چند تا خاستگار دارم که بهم نمیگه کیا هستن

یه خاله دارم وقتی ۱۸ سالش بوده نامزدی کرده با یکی از پسرای فامیل بهم خورده نامزدیش یه بارم عقد کرده جدا شده 

مامانم فکر میکنه عاقبت منم مثل خالم میشه هر جا میشینه میگه من دختر حالا شوهر نمیدم 

توی هر چیزی من و دست کم میگیره در حالی که همه از رفتارم تعریف میکنن(عزیزان نه من شما رو میشناسم نه شما من و پس بحث کلاسم نیست واقعیت ها رو میگم)

دخترای فامیل ما همه زود ازدواج کردن بیشتریاشون شوهراشون خوبن تک و توک بد هست 

دروغ چرا منم دوس دارم ازدواج کنم 

مامانم یه کاری کرده از خودم نا امید شدم

همش از رفتار با خانواده شوهر میگه که اصلا با خانواده بابام  رفتارش خوب نیست 

عصبی شدم  از دستش همه اعتماد به نفسم و ازم گرفته (نه بحث خاستگار )

شما بگین چیکار کنم ؟



مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

اگ دختر منم بودی توو این سن شوهرت نمیدادم اوکی؟

بشین درستو بخون دانشگاه برو شاغل شو دستت توی جیب خودت باشه بعد ب فکر شوهر کردن باش

حتی برا رل زدن هم زووووده اگ دخترم بودی بهت میگفتم از ۲۰ سالگی ب بعد ب فکر عشق و عاشقی باش ن درست زمانی ک باید درس بخونی و واسه خودت کسی شی

هیچکار فقط باهاش نجنگ بگو باشه ول کن چون نمیتونی تغییرش بدی

بابا اگه ما مسلمونیم و شیعه پیامبرم بزرگ دینمون  خودش گفته به دخترا از یه سنی بگید که خاستگار دارن 

درد من خاستگار تنها نیست تو همه چیز من و دست کم میگیره 

یه عمه  دارم دخترش هم سن منه آنقدر دخترش و بالا میگیره

بعضی وقتا میگم کاش مامانمم مثل عمم بود 

گزینه خوبم که باش میگه نه تو بلدی زندگی  کنی این حرف و جلو عمم زد عمم گفت مگه ما بلد بودیم اولش یاد گرفتیم 

بعضی وقتا یه جوری درباره خاستکار حرف میزنه حس میکنم اصلا گزینه ای نیس اینم الکی میگه 

بابا اگه ما مسلمونیم و شیعه پیامبرم بزرگ دینمون خودش گفته به دخترا از یه سنی بگید که خاستگار دارن د ...

عین من مامان منم تو جمع بدی هامو میگفت ولی از بچه های دیگه تعریف و تمجید بقیه بچه هاشون میبردن بالا مامان من میزد تو سرمون 

ببین خاستگاری که بیاد و واقعا قسمتت باشه دهن همه بسته میشه غصه نخور 

شاید مامانت دست خداست که به وقتش شوهر واقعیت بیاد خاستگاری . بسپر بخدا 

بعد که ازدواج کردی و مامانت اومد خونت و وضع زندگی و رابطت با شوهرتو دید بهش ثابت میشه که دیت کمت میگرفته و جلوی بقیه تعریفتو میکنه . مثل خود من

عین من مامان منم تو جمع بدی هامو میگفت ولی از بچه های دیگه تعریف و تمجید بقیه بچه هاشون میبردن بالا ...

بخدا قسم میتونم زندگی کنم 

درسته یه اخلاقای بدی دارم اما مگه آدم کاملم داریم؟

با مامان بزرگم میشینن نصیحت میکنن که شوهر نکن 

حس میکنم هیچوقت قرار نیس ازدواج کنم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دخترا

imxneda | 30 ثانیه پیش
2791
2779
2792