عزیزان مرد متین وخیلی نهربدن وزیاد ابرازعشق وقربون صدقه هرچی بگم میگه هنش شاکرخداست همش ازم تعریف میکنه نیازعاطفی ودرآینده جنسیم تامینه مالی هم خرج زندگیومیده خیلی خوب بود میگم شاید مقصرمنم ک اونطوری گفت توو این دوماه نگفته بود من میگم توو این مدت اصلا نگفته بود طهم بیشترپسرشو یااینک من برم خرج خودمو دارم شاید ازرولجبازی وحرص ک رومخش رفتم وگیردادم داره میگه توو خواستگاری گفت دوسوم حقوقم برای من وپسرم و سه سهم برای خرج تو وزندگی مشترک مدیریتش کن حقوقش اونموقع بااضافه کاری ۴۰ بود ۱۰ میداد پسرش گفتم فعلا ۵ بده توو خرجی ها نوشتم ۶ گفت ازبس گیردادی ب پسرم میزنم زیر قولم وگرنه من آدمی نبستم زیرقولم بزنم دوسوم سهم رومیدم ب پسرم حتی واسه خودمو توام خرج خودتو بروکارکن بده ب نطرم ازروعصبانیت ولج گفته وگرنه هرکزاینجوزی باهام تاحالا حرف نزده بود همش قربون صدقه وابرازعلاقه و هرچی توبگی وچشمو اطاعت ومیگه پسرهمه زندگیمه انقدرگفتی سردشدم بهت و اینک همش میگفتم ملکه من فرشته نجاتم خداروشاکرم ولی ازوقتی سهم پسرشو کم کردم عوض شد میگه تو وخودمو هنروفدای حق پسرم میکنم ب نطرتون چ کارکنم ازاین لجبازی بیاد بیرون مثل قبل شه؟!!! بران نهنه لطفا بگین عزیزان
شاید خدانظر کردمالی هم روبراه شدبرکت اومد خونه وماشینم خریریم خددش ک میگه تدبرکت زندکینی صددرصد قول ماشین وموتورداده فعلا خدنه ک معلدنه تمیشه خرید بلکه خدامعجزه کنه