جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.
غافل از اینکه اون یه موجود سرکش میشه که فقط بلده مخالفت کنه زور بگه چون بچس
خدایا شکرت. پیرو فیک بودن بعضیا امشب دلم می خواست منم فیک بودم دردام همه ساخته خیالاتم بود همه ی همش برای این بود که نی نی سايتیها بهم توجه کنن کاش نوجوانی بودم که همه رو سر کار گذاشته یا مردی بودم که میون زنا خودمو بانو جا زدم.
ببین مت با یکیم ۲۳ سال اختلافمونه اما از هر نظر عالیه و کامل و منو از همسنای خودم و حتا خودم بهتر درک میکنه و میفهمه و منم همینطور اونو خیلی خوب درک میکنم مهم فهمیدن همدیگست وگرنه زوجهایی که همسنن و فهم و درک ندارن به لجن کشیده میشن