اول بگم که تمامِ پستهای تاپیکِ خاطرهء زایمانم رو خوندم و لایک کردم
حدودِ 500 وخرده ای پست بود و راستش فرصت نکردم جواب بدم
همینجا بی نهایت از تبریکاتِ صمیمانه اتون تشکر میکنم😊انشالله حاجت روا شین
💋
حالِ این روزای من اصلا خوب نیست😒
انقدر توی کمر و شکم و کتف و رانهام درد دارم که فقط به زورِ شیافِ دیکلوفناک زندم😩
پروژسترون قطع شد گیرِ دیکلوفناک جون افتادم😒این کصافطای چربِ چرک دست از سرِ من بر نمیدارن😫
پاهام ورم کرده و سرما خوردگیم بدتر شده😭
الان شیفتِ شوهرم تموم شد رفت بخوابه تا ساعت 8 و شیفتِ من شروع شد😐
منم جای قلقلی رو تمیز کردم شکمشم سیر کردم و خوابوندمش😍
راستی من شیر ندارم هنوز و مجبورم به دخترکم شیر خشک بدم😢از این بابت خیلی ناراحتم دعا کنید هر چه زودتر غذای دخترم بیاد سرِ جاش😢
💞👇

توی تاپیکِ زایمانم چندین نفر گفته بودن سرِ من دعوا شد و این حرفها😓جریان؟؟؟
باز سایم از سرتون کم شد دعوا راه انداختین؟😒
2 روز رفتم خبرِ مرگم بزام حتما باید جلوی در و همساده آبرو ریزی کنید؟😟😏