2821
2789
عنوان

خیانت

2474 بازدید | 127 پست

قبل اینکه بخام تعریف کنم بگم که آدم بشدت حساس شکاک و بدبینی هستم

عشقمم پسرعمومه از بچگی باهم بودیم باهم بزرگ شدیم قصد ازدواج داریم اما خانواده ها مخالفن

آبجیمم می‌شناسم خیلی کرم میریزه

عشقم20سالشه خودم18 آبجیم 27/28

قضیه از این قراره دو سه روز پیش آبجیم حالش بد میشه و بابام میبرش خونه همین عموم به پسرعموم که میشه عشقم میگه ببرش تا درمونگاه تا منم بیام یکی دیگه از پسرعمو هامم بابامو می‌بره بعدش که برده عشقم پیام داده که من آبجیتو بردم بابات گفته


درصورتیکه من همیشه گفتم خوشم نمیاد بهم نزدیک بشین آبجیمو میشناسم نزدیکت شد اصلا محل نده و اینا ولی می‌گفت بابات گفته زشت بود بگم نه

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

حالا آقا وایساده اونجا موقع برگشت هم برداشته خانم خانما رو اورده آبجیمم همش قصد چزوندن منو داشت با عشوه های یواشکی که واسه عشقم میاد 

از تو خیابون جلو درمون دیدم که پیاده شد دلم هری ریخت تپش قلبم رفت بالا دست و پام می‌لرزید آدم بشدت عصبی هستم 

تا اومدن داخل در حیاط رو جوری محکم کوبیدم هم گفتم الان که از جا در بیاد آبجیمم دید چجور شدم پشت کرد بهم خندید خودم دیدم بدتر عصبی شدم از پشت بهش حمله ور شدم موهاش گرفتم بابام گفت چته دیونه شدی 

برداشتم کلی بد و بیراه به عشقم پیام دادم گفتم کلی به آبجیم پیام بد و بیراه دادم جالبه هر دو هم طلبکار بودن و عشقمم همش از نظر من دلیل های چرت میورد درصورتیکه من همیشه بهش هشدار میدادم تاکید میکردم

از همون روز تاحالا هی اون صحنه میاد جلو چشام دارم روانی میشم از نظر شما اون دوتا بهم خیانت کردن؟؟؟

عشقمم هی همش میگه فلانی (آبجیم) چطوره خوب شد فلان بیسان 

2824
2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز