ما وضع مالیمون بشدت داغونه نه خونه ی درست حسابی نه ماشینی نه زندگی اوکیی نه خورد وخوراک درستی
بعد شوهرم پارسال پاشد ۱۰روز رفت کربلا
منم آواره از این خونه به اون خونه
خلاصه با بچه ی دوساله این ده روز بسختی گذشت
بعد امسال باز دوباره برا خودش برنامه ریخته که بره تنها
منم اینجا شلغم
دوسه هفته س گوشت تو یخچال نداریم
برنج نداریم بعد برا من هوش کرببلا میکنه
منم داد و بیداد کردم که رفتی دیگه برنگرد بخدا خسته شدم تا حالا ده بار بدون من سفر رفته تا حرف میزنم زنای قدیم فلان بودن مردای قدیم بهمان بودن
گفتمخو از روستا زن میگرفتی