2777
2789
عنوان

مامانم میخاد بچه سومشو بیاره

| مشاهده متن کامل بحث + 1040 بازدید | 74 پست
اون زمان هم راضی نبودی گلم مجبور بودیتازه هنوز مونده بزرگ تر که بشی خلا کودکی نکردن خودت و مادری کرد ...

بچگی نکردم 

۵ سالم بود فهمیدم خیانت چیه فهمیدم مشکلات بزرگ تر هارو کاملا رفتم تو دنیای اونا مدام دعوا مدام جنگ 

الانم سن خدش گذرونیمه محرومم میگن بری بیرون خواهرت نمیتونه تنها وایسه خونه 

۶ ماهه جز باغ خودمون که بیابونه اخر هفته میریم هیج جا نرفتم مامانم با دوستاش میره بابامم با عمو هام منو میزارن تو خونه بخاطر خواهرم الانم که یکی دیگه میخان به کانون گرم خواندمون اضاف کنن

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

خب جوانن مادرت ماشالاه از منم جوان تره ضمنا طبیعیه وقتی دو تا دختر دارن دوست داشته باشند پسر هم تجرب ...

حالا که انقدر حق میدی به مامان اسی آوردن تو مسئولیتش رو قبول کن و بزرگش کن باشه

از نظرت فقط جون بودن و اینکه پسر نداره دلیل میشه واسه زائیدن؟فقط تخمدان رحم داشتن کافیه یعنی؟یه تخمدان رحم و یه اسپرم دیگه چیز دیگه که لازم نیست واسه پدر و مادر شدن از نظر شماها😂🤣آهان پسر نداشتن هم شرطه پسر نداشتی انقدر میاری تا پسر بشه هیچ دیگه هم مهم نیست

واااااای شماها دیگه کی هستید

فقط یادت باشه بچه به دنیا اومد تو گردن می گیریش چون از نظرت داشتن دستگاه تولید مثل کافیه

این پروفایل توسط چند نفر استفاده می شود
با مادرت حجتو تموم کن بگو بچه بیاری شیشه شیرشم پرنمیکننما من برات بچه بزرگ کن میستم فوقش یکم بغلش کن ...

همچنین میشورن پهنم میکنن 

من امتحانم داشتم باید درسای خواهرم کلاس اولمو کار میکردم شده با گریه مجبورم میکردن 

یادم نمیره یه بار گفتم خواهرم بزرگ شده خودش بره حموم من نمیبرمش خجالت میکشم مجبورم کردن ببرمش همون روز پا پایین لبم جر خورد چون جلوشون وایستادم

من واقعا حسودیم میشه تو طلاقشون توی دادگاه سر حضانت هی مامانم میگفت کوچیکه دست من باشه بزرگه دست تو ...

بگو اصلا چیکارشون داری ها  بزاربیارن خودشون خودشونو ب زحمت بندازن دعوا هم میکنن بگو بمن چ اصلا کار زن وشهر همینه دیگه دعوا کردن 

 ب کارای خودت برس اهمیت نده بهشون خودتم مثل بچه باش  بخور بخاب درست بخون ی موقه هم گفتن اینو نگر دار رفتن پی دعواشون بگو بمن چه مگه من زاییدم

بچگی نکردم ۵ سالم بود فهمیدم خیانت چیه فهمیدم مشکلات بزرگ تر هارو کاملا رفتم تو دنیای اونا مدام دعوا ...

عزیزم چقدر می فهممت

من مجردم به مامانم می گفتم بدون اینکه ازدواج کنم شوهر کردم به واسطه زندگی تو و بابام

همه چیشون رو می انداختن رو دوشم

از کارای خونه تا پخت و پز و همه چیز 

درکت می کنم قشنگ

هیچی از زندگیم نفهمیدم منم

تو سن کم چیزایی رو تجربه کردم و فهمیدم که اصلا ربطی به من نداشت

احساس عدم امنیت

اضطراب و افسردگی و کلی چیز دیگه بهم تزریق شد

خدا نگذره از همچین پدر مادرهایی

این پروفایل توسط چند نفر استفاده می شود
اگر مشکل قلبی داره آی وی اف نمی‌کنن دکترا

جدااااا؟

مشکلش از باباش ارث داره 

استرس اینا که میگیره قلبش میگیره باید زیر زبونی بخوره 

ولی تاحالا نوار قلب اینا نگرفته 

ممکنه به دکتر نگو واسه قلبش؟

عزیزم چقدر می فهممتمن مجردم به مامانم می گفتم بدون اینکه ازدواج کنم شوهر کردم به واسطه زندگی تو و با ...

 

الان از خواب بیدار میشم خونه نیستن کل خونه ها با منه شبا بابام هس شام درست میکنه وگرنه ناهار که نیستن درست نمیکنن 

تا شب دارم یه بند کار میکنم بعضی وقتا شونه هام خم میشه و دو بار در ماه عادت میشم 

و واقعا نمیبینن منو که گاهی جسمم و مغزم و حتی از لحاظ روحی خستممم گاهی انقد نا امید میشم که حس میکنم زندگی همینه دیگه تمومه دیگه چیزی نداره همش همینجوریه

هنوز اقدام نکرده چند وقت پیش واسه بچه گفتن من گریه کردم گفتم من محبت ندیدم من بچگی نکردم دائم تو جنگ ...

مامانت چقدر همه چیو باجزییات براتون گفته !!!!

لایک نکنید .توروخدا 
اینبار فرق داره بزرگ سدی میری دانشگاه خونه نیستی بعدشم ک ایشالا ازدواج میکنی

امیدی ندارم 

امسال انتخاب رشته داشتم تابستون قهر کردن خونه مامان بزرگم بودیم به بابام گفتم شناسنامه و مدارک مامانو بده ثبت نام کنم تربیت معلم نداد هر کار کردم 

همه رشته ها پر شد محبور شدم برم هر رشته ای که جا داشت 

واسه دانشگاهم مطمعنم باز یه انگی در میارن

مامانت چقدر همه چیو باجزییات براتون گفته !!!!

واسشون یه چیز طبیعیه 

چند وقت پیش این تصمیمو با زن داییم گرفتن 

زن داییم سه تا بچه داره  انقد ای وی اف کرد تا اخر دکتر گف نمیتونه بچه دار شه باید رحمشو برداره 

مامانمم رفته کلی امپول و قرص و دارو گرفته که ای وی اف کنه یجوری میکنن انگار اصلا بچه دار نشدن تاحالا

واسشون یه چیز طبیعیه چند وقت پیش این تصمیمو با زن داییم گرفتن زن داییم سه تا بچه داره انقد ای وی اف ...

مامانت بچس خودت عقلت که بیشتر از اون کار میکنه !!!!!

لایک نکنید .توروخدا 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792