خیلی این روزها حال بدی دارم همش یاد این میفتم که چقدر خوبش رو میخواستم و چقدر دنبال رفیقاش بود چقدر جال خوبش برام مهم بود و چقدر ندید و مقایسه کرد چقدر باعث شد اعتماد کنم اما آخرش تنهام گذاشت و دلمو شکست...
دلم میخواد یه روزی نفس راحت بکشم بگم از زندگیم و انتخابهام و حتی اشتباهاتم راضیام، شاد باشم...
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
تموم این کارا بدشو انکار کردی که خودتو گول بزنی بمونی تو رابطه ؟! ترک شدن طبیعیه سخته از دست دادن هم ...
آخه از اول این نبود، این شد، همش دارم فکر میکنم من مقصر بودم که اینطوری شد؟ چرا باید منو با پارتنر رفیقش مقایسه میکرد مگه کنار نن کم حالش خوب بود؟ چرا خوبیام دیده نشد چرا انقدر آسیب دیدم
دلم میخواد یه روزی نفس راحت بکشم بگم از زندگیم و انتخابهام و حتی اشتباهاتم راضیام، شاد باشم...
سه ماه دلتنگش بودم اما امید داشتم برگردیم وقتی گفت فراموشم کرده دلم به حالم سوخت دوسال رو کی حساب کردم سه روزه شب روزم شده غصه اشک ریختن
اگر قصد سرمایه گذاری داری و نمیدونی چیکار کنی من میتونم کمکت کنم تا به درامد برسی با ریسک کم و درامد نسبتا خوب حتی شروع با زیر دویست ملیون در شرکت سرمایه گذاری معتبر با سابقه طولانی از سال ۱۳۸۵ 🪙
شما خودت هم خودت و نیازات رو نمیبینی. چه توقعی داری دیگران ببینن؟
احترام شما دست خودتونه پس اگر احترام میخواید، انسان محترمی باشید. سوال شخصی نپرسید. من حقیقت رو میگم و از اونجایی که حقیقت خیلی تلخه و ممکنه ناراحت بشید، ترجیح میدم ناراحت بشید ولی حقیقت رو بگم. لطفا منو تو تاپیکهایی که خودم شرکت نکردم، تگ نکنید🩵