2777
2789
عنوان

امشب

| مشاهده متن کامل بحث + 651 بازدید | 68 پست
هعییی الهام هعییییی 🥲فکرام کرده بودم پشیمونم نیستم والا قدر میدونستم خدا نخواس

بیخیال خواهر اصلا ولش کن ایننننننن همه حرف گیردادیم به چی 

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

آره آره 👍خودت چه خبر چه کردی این مدت راستی مشکل مامانت حل شد؟

ماهم سلامتی عزیزم ،مادرم اره ازمایش دادگفت مناسب سنت هست چیزبدی نیس ،هعععی چی بگم ایقدر اتفاقای ریزو درشت افتاد و میوفته که بخای بگی یه کتاب هفت لشکری پرمیشه خواهر

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

ماهم سلامتی عزیزم ،مادرم اره ازمایش دادگفت مناسب سنت هست چیزبدی نیس ،هعععی چی بگم ایقدر اتفاقای ریزو ...

خب خداروشکر

هعیییی چقدر حق🥲 

این بهت نگفتم مهدی ام داره می‌ره قاطی خروسا ها😂

بیشعور چقدر عجله داره😂

همون دختره که عکس چندماه پیش نشونم داده بود💔😂

خب خداروشکرهعیییی چقدر حق🥲 این بهت نگفتم مهدی ام داره می‌ره قاطی خروسا ها😂بیشعور چقدر عجله داره😂ه ...

ممنون عزیزم ،خب مبارکا عزیزم ایشاالله زودزود ازدواج کنه هی نینی ریزو درشت دورش بگیرن مثل مرغ جوجه داراون جلو بره جوحه هاپشت سرش ،اوووف با دوس دخترش میخاد ازدواج کن  

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

ممنون عزیزم ،خب مبارکا عزیزم ایشاالله زودزود ازدواج کنه هی نینی ریزو درشت دورش بگیرن مثل مرغ جوجه دا ...

واییی😂😂

ولی ن غلط کرده بچه پرو🥺

وای انقدر بدش میاد بهش میگم دوست دخترت میگه زر نزن همکاریم😂😒

واییی😂😂ولی ن غلط کرده بچه پرو🥺وای انقدر بدش میاد بهش میگم دوست دخترت میگه زر نزن همکاریم😂😒

چقدرررررررررر خودتا جر واجر کردی که بمونه برای خودت ، نشدکه نشد دیدی دخترا از دستت قاپیدنش دیررسیدی خواهر

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

چقدرررررررررر خودتا جر واجر کردی که بمونه برای خودت ، نشدکه نشد دیدی دخترا از دستت قاپیدنش دیررسیدی ...

دیدی توروخدا🥲

همه چی که از دست دادم اینم روش واسه کیه که اهمیت داشته باشه 

دیدی توروخدا🥲همه چی که از دست دادم اینم روش واسه کیه که اهمیت داشته باشه

بیخیال فقط خوشبخت بشه، بزار بره دنبال زندگیش 

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

هعیییبرخلاف هممون ایشالله

اصلامگه قرارنبود بره زینب رو بگیره چیشد یهو  بیخیال عاموتوفکرش نرو دلش زن خاسته دیگه چه میشه کرد 

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

اصلامگه قرارنبود بره زینب رو بگیره چیشد یهو بیخیال عاموتوفکرش نرو دلش زن خاسته دیگه چه میشه کرد

همینو بگو😂😕 

البته که زینبم کارای مهاجرتش داره انجام میده 🙂همه که مثل من عقب مونده نیستن،کجا بودم رسیدم کجا

چیکارش دارم مبارکش 

همینو بگو😂😕 البته که زینبم کارای مهاجرتش داره انجام میده 🙂همه که مثل من عقب مونده نیستن،کجا بودم ...

هرجاهستن سالم باشن، اره مبارکش باش

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

هعیی فدات ❤️

عزیزمی  

نابینایی در شب، چراغ‌ به‌ دست و سبو بر دوش، بر راهی می‌رفت. یکی او را گفت: تو که چیزی نمی‌بینی چراغ به چه کارت می‌آید؟ گفت: چراغ از بهر کوردلان تاریک اندیش است تا به من تنه نزنند و سبوی مرا نشکنند

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

دختر معنولی

مامو | 27 ثانیه پیش
2791
2779
2792