سلام امیدوارم حالتون بهتر شده باشم
تاپیک هات رو میخونم
کاملا درکت میکنم منم این روزا گذروندم با این تفاوت که من ۱۲ هفته بود و کورتاژ شدم
اصلا نگران نباش تا یه مدت اینطوری هستی.خدارو شکر همسرت همراهته.من طوری شده بود موقع خواب تنهایی گریه میکردم تا بتونم بخوابم. که همسرم نبینه چون ملامت میکرد میگفت ناشکری میکنی تو کار خدا.صلاحش این بوده. ولی خب دلم طاقت نداشت چون روز شماری میکردم صدای قلبشو بشنوم منتظر سونو ان تی بودم.
گاهی تو خواب نفسم میگرفت
میدونم دقیقا چی میگی
ببین صلاح خدا بوده دلتو صاف کن پناه ببر به خودش...حالا جالب من با چند نفر فامیل نزدیک و اشنا باهم باردار بوریم.گاهی بچه اونا رو میبینم تا چند روز غم دلمو میگیره...
ولی راضی م به رضای خدا. حال دوسال قبل منو داری...
برای خودت برنامه ریزی کن براخودت وقت بذار الان حوصله نداری درک میکنم.ولی به مرور اروم میشی.نگران نباش.
تا الان جلوی خودمو میگرفتم پست نذارم ولی امشب حالتو کاملا درک میکنم.
تنهایی خیلی سخته فکرشو بکن مادر من نزدیک بود ولی واسه من وقت نداشت پیشم بیاد. خدارو شکر کن باهمسرت حالت خوبه.هواتو داره خدا برات نگهش داره.از خدا میخوام قلبتو اروم کنه بحق این شب با عظمت.....التماس دعا.دوست داشتی درخواست بده باهم حرف بزنیم