2777
2789
عنوان

همفکری

| مشاهده متن کامل بحث + 411 بازدید | 33 پست

اول ببین کاری که کرده شر میشه واست یا نه ، بعد برو با خودش صحبت کن ... ببینه مشکلش چیه ایا درسته کارش یا غلطه ؟ بعد قانعش کن که اقا جان کار تو درست نیست و صحیح فلانه .. بعد با رضایت خودش برو بگو

راستش همه رفتارتون عجیبه  مادرشوهرتون خجالت میکشه که اشتی کرده یا حساب میبره ازشون یا چی   ...

از عجیبی که شکن نکن عجیبه

خودم باکاراشون خل شدم

اره خجالت میکشه.چون وقتی رفته خواستگاریه اون.کلی از ما به ناحق بدگویی کرده..حالا خودش میگه وقتی  بهش میگم میخام بهش بگم اشتی داریم میکنیم...بهم میگه مگه تو قسم نخورده بودی دیگه اشتی نکنی و من تنها عروس باشم!!!.


حالا بنظرت من چیکار کنم

خواهش میکنم واسم دعا کنید که خدا ارزوم رو براورده کنه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خوب یک بار باید مادر شوهرت وقتی که دوباره یاد آوری کرد  خیلی محکم  بهش بگه که به شما   ...

خب مادرشوهرم نمیگه چون اون تنها عروسشه که پیششه و ما شهر دیگه ایم.از تنهایی میترسه

خواهش میکنم واسم دعا کنید که خدا ارزوم رو براورده کنه
الان نگو .. بعدا بازم فرصت هست اونوقت میگی و اینجوری مادرشوهرت رو راحت میکنی که خودشم بگه و از خودش دفاع کنه ، شک نکن اون جاری بدجنس خوار و رسوا میشه و از نظرها میفته ، بچسب به مادرشوهرت بعدا ، بگو کی باور میکنه مادر با پسر و عروسش قهر بمونه ، یه دلگیری بود تموم شد .. بذار جیگرش بسوزه 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز