2777
2789
عنوان

همفکری

| مشاهده متن کامل بحث + 403 بازدید | 33 پست

اول ببین کاری که کرده شر میشه واست یا نه ، بعد برو با خودش صحبت کن ... ببینه مشکلش چیه ایا درسته کارش یا غلطه ؟ بعد قانعش کن که اقا جان کار تو درست نیست و صحیح فلانه .. بعد با رضایت خودش برو بگو

راستش همه رفتارتون عجیبه  مادرشوهرتون خجالت میکشه که اشتی کرده یا حساب میبره ازشون یا چی   ...

از عجیبی که شکن نکن عجیبه

خودم باکاراشون خل شدم

اره خجالت میکشه.چون وقتی رفته خواستگاریه اون.کلی از ما به ناحق بدگویی کرده..حالا خودش میگه وقتی  بهش میگم میخام بهش بگم اشتی داریم میکنیم...بهم میگه مگه تو قسم نخورده بودی دیگه اشتی نکنی و من تنها عروس باشم!!!.


حالا بنظرت من چیکار کنم

خواهش میکنم واسم دعا کنید که خدا ارزوم رو براورده کنه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

خوب یک بار باید مادر شوهرت وقتی که دوباره یاد آوری کرد  خیلی محکم  بهش بگه که به شما   ...

خب مادرشوهرم نمیگه چون اون تنها عروسشه که پیششه و ما شهر دیگه ایم.از تنهایی میترسه

خواهش میکنم واسم دعا کنید که خدا ارزوم رو براورده کنه
الان نگو .. بعدا بازم فرصت هست اونوقت میگی و اینجوری مادرشوهرت رو راحت میکنی که خودشم بگه و از خودش دفاع کنه ، شک نکن اون جاری بدجنس خوار و رسوا میشه و از نظرها میفته ، بچسب به مادرشوهرت بعدا ، بگو کی باور میکنه مادر با پسر و عروسش قهر بمونه ، یه دلگیری بود تموم شد .. بذار جیگرش بسوزه 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792