من دخترخاله م که کوچولو بود ، دقیفا همینطور بود . فقط تو خونه حرف میزد و با احدی حرف نمیزد .
بردن پیش روانشناس ، که بهشون گفت کسی این بچه رو ترسونده که اینجوری شده .
دختر خالم اون موقع مهدکودک میرفت و انگار اونجا یه اتفاقی افتاده بوذه .
البته الان واسه خوذش خانمی شده و دانشجوه . و زبونی داره که بیا و ببین