یه مدت هیچی نمیگفتم احساس کردم بیشتر میکشه
مثلا تا چشم باز میکنه و از خواب بیدار میشه میره سیگار میکشه
بو دود سیگار و ... وقتی هم میبینمش سیگار تو دستشه و کام میگیره و ... واااای انگار دارن جونمو میگیرن
حالا دیشب باهاش بحث کردم
امروز تو ماشین اصلا نکشید
بهم گفت میخوای دیگه جلوتر نکشم به خنده یعنی ازت قایم کنم، گفتم وجدان داری که ، دیگه هیچی نگفت