2777
2789

نی نی سایتیم فعلا 

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بکو

من فقط ۱۵ سال داشتم از ی پسر خوشم اومد تا ۱۷ سالگی ینی همین چن وقت پیش باهاش بودم .. 

خیلی دوسش داشتم براش همه کار میکردم .. دست ب همه کار زدم .

حتی باهم رابطع داشتیم ... 

وابستش شده بودم اونم شدید.... 

۸ ماه پیش زندگیم از این رو ب اون رو شد تو نیم ساعت تصادف کردیم تو اون تصادف .. مامانمو از دست دادم ... هیچوقت اون لحظه ک مامانم تو امبولانس وقتی هوش داشت دستمو گرفته بود یادم نمیره 

۸ ماه گذشته ... از اون حال بد نیومدم بیرون هیچ ... 

رلم باهام کات کرد بعد دو سال رابطع اصن باورم نمیشد 

از ی طرف مامانم نبودش از ی طرف رلم .... 


تا اینکه کم کم ب نبودن رلم عادت کردم ‌... رفیقش بهم پیشنهاد داد نمی‌دونم یهو چم شد قبول کردم ... 

قبولش کردم ..‌ رفتم سر دیت باهاش ..ولی گول خوردم من مست بودم ... اون ازم سو استفاده کرده بود ... 

وقتی ب خودم اومدم فهمیدم چی سرم آورده ... 

هنوزم سر گذشتم حال روحی خوبی ندارم ... 

همین الانشم بهم میده ک باهم باشیم ولی نمیخام ... اشتباع کردم از اول باهاش بودم ... 

اینا گذشت ... 

یکی دیگه اومد . داداشم  این آخری رو فهمید ۲ ماه بهم گوشی نداد ... اصن نمی‌دونم چطور از این گذشته لعنتیم بگذرم ک انقد توش اشتباع کردم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   rahaaaaaaaaaa1314  |  4 ساعت پیش
توسط   بهزادمیرزازاده  |  3 ساعت پیش