2777
2789

نی نی سایتیم فعلا 

دخترکی شاد در من می زیست که چونان شاپرک به این سو و آن سو میپرید خیال پرواز داشت با ازدواج اجباری پر از غصه شد از رویاهایش دست کشید هنوز پا به سن نگذاشته بود که پیر شد پولک بال هایش ریخت پر پر شد

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

بکو

من فقط ۱۵ سال داشتم از ی پسر خوشم اومد تا ۱۷ سالگی ینی همین چن وقت پیش باهاش بودم .. 

خیلی دوسش داشتم براش همه کار میکردم .. دست ب همه کار زدم .

حتی باهم رابطع داشتیم ... 

وابستش شده بودم اونم شدید.... 

۸ ماه پیش زندگیم از این رو ب اون رو شد تو نیم ساعت تصادف کردیم تو اون تصادف .. مامانمو از دست دادم ... هیچوقت اون لحظه ک مامانم تو امبولانس وقتی هوش داشت دستمو گرفته بود یادم نمیره 

۸ ماه گذشته ... از اون حال بد نیومدم بیرون هیچ ... 

رلم باهام کات کرد بعد دو سال رابطع اصن باورم نمیشد 

از ی طرف مامانم نبودش از ی طرف رلم .... 


تا اینکه کم کم ب نبودن رلم عادت کردم ‌... رفیقش بهم پیشنهاد داد نمی‌دونم یهو چم شد قبول کردم ... 

قبولش کردم ..‌ رفتم سر دیت باهاش ..ولی گول خوردم من مست بودم ... اون ازم سو استفاده کرده بود ... 

وقتی ب خودم اومدم فهمیدم چی سرم آورده ... 

هنوزم سر گذشتم حال روحی خوبی ندارم ... 

همین الانشم بهم میده ک باهم باشیم ولی نمیخام ... اشتباع کردم از اول باهاش بودم ... 

اینا گذشت ... 

یکی دیگه اومد . داداشم  این آخری رو فهمید ۲ ماه بهم گوشی نداد ... اصن نمی‌دونم چطور از این گذشته لعنتیم بگذرم ک انقد توش اشتباع کردم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108