آخ خدا
چقدر سخته زدن همچین تاپیکی
چقدر درد داره برام
بعد از دوسال پشت موندن
بازم هیچی به هیچی
از کجا به کجا رسیدم
بچه درسخون یه شهر بودم
لعنت به من ....
تو که اون اوضاع زندگی رو داشتی چرا خوب نخوندی
درسته افسرده بودی اضطراب شدید داشتی و کلی مشکل دیگه
اما بازم بخاطر مامانت چرا نخوندی
حداقل بخاطر دل اون نشد یه پیرا قبول بشم
الان بابام با همین تا زندم آزارم میده و روم پا میذاره لهم میکنه
داداشام مدرکشونو تو سرم میزنن
غیرقابل باوره برای خودم و همه که قراره من برم آزاد
خودمو بکشم هم اون دنیام جهنمه پس کاش همین الان دنیا تموم میشد برای من
حالم از زنده بودنم بهم میخوره
۲۰ سالم شد و هیچی
حتی سال دیگه هم با دانشگاه بخوام بخونم و جبران هم کنم دیگه فایده ای نداره
۲۱ سالگی که خیلی از دوستام مدرکشونو تموم کردن میخوام برم تازه دانشگاه
تک تک دختر عمو هام همشون قبول میشن اونم پزشکی
من ولی مامانمو دشمن شاد کردم
نگید آدم درس خوندن نیستی برو دنبال حرفه (که همینم اجازه ندارم)
چون من آدم درس خوندن بودم ...
ولی بعد افسردگیم این شده حالم
خدا مرگم و کاش بیاره