واااااای ک من واسه سزارینم چه ضجه هایی میزدم
نمیرفتم توی اتاق عمل
دکترم گفت عملت نمیکنم انقدر استرس داری
کل بیمارستان میگفتن اندر ترسو ندیده بودیم
ولی رااااااحت ترین کار دنیا بود
هیچ دردی نداشتم با اینکه آستانه دردم پایینه
موقع آمپول بی حسی جوری گریه میکردم
۲ تا مرد و همسرم نگهم داشته بودن(چون همسرم پرستار همون بیمارستان بود اجازه دادن کنارم باشه)
هی میگفتم بزن تورو خدا بزن تمومش کن
گفتن تزریق شد بخواب بابا کولی🤪
ببین رااااحت باش و بدون ترس
بهترین لحظه زندگیت میشه
فقط بعدش خودتو ننداز
زود بلند شی خیلی بهتره
البته ک من ب خاطر زردی بچم که تا ۴۰ روزگیش طول کشید
از فردای زایمانم میدوییدم اینور اونور
بهترینا برات رقم بخوره