خسته شدم از دعا کردن از اینکه میبینم زندگی اطرافیانم همسن و سالام انقدر تغییر کرده من هنوز رو همون نقطه ام همه تو زندگی مشترکشونن ،بچه دارن ، از اینکه انقدر باید بگم و دعا کنم شب و روز هرشب با گریه بخوابم انقدر اذیت بشم ولی باز همون شرایط باشه ۳۲ سالمه مگه چندسال دیگه جوونم واقعا برام داره معنی خودشو از دست میده چقدر سرم و به کار و اینا گرم کنم این بخش از زندگی مو نادیده بگیرم ؟روهمه زندگیم تاثیر گذاشته مگه یه نفر چقدر باید طبیعی ترین نیازشو از خدا بخواد از اون نخواد از کی بخواد ؟