2777
2789
عنوان

اعصابم خیلی خورده همش تو خونه ام

478 بازدید | 26 پست

تابستون شده بعد همه هم سن و سالام بیرون و اینور و اونور من جز کلاس تا خونه یا دکتر جایی نمیرم 

دوستام برا خودشون میرن بیرون من نمیذارن برم 

کلاسامم گذاشتن شب میگن همین کلاسات تفریحه اصلا کلاسام خوش نمیگذره فقط برا اینه برم یه چیزی یاد بگیرم بیام خسته شدم دیگه

دیگه از بس خونه موندم حوصله هیچ کاریو ندارم فقط میخوابم 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چند سالته

۱۷ 

سال دیگه ام بخاطر کنکور نمیذارن برم جایی میگن فقط باید خونه باشی بشینی درس بخونی حق نداری بری جایی زندگیم مسخره شده 

دوستامو از دست دادم سر همین قطع ارتباطا

خیلی بده واقعا قشنگ بشین باهاشون حرف بزن بزرگی هم ماشالله

چیکار کنم میگن جامعه نا امنه چون جسم یه دختر رو دارم انگار نمیتونم برم بیرون 

بعد یه برادر دارم انگار نه انگار 

بابامم میره سر کار خسته اش همیشه دیر وقت میاد 

مامانم افسردگی شدید داره اصلا تکون نمیخوره از جاش هر از گاهی کاری برامون انجام میده ولی بیرون نمیاد اصلا تابحال باهم بیرون نرفتیم اخرین بار چهار سال پیش باش رفتم بیرون 

خیلی بده واقعا قشنگ بشین باهاشون حرف بزن بزرگی هم ماشالله

خیلی دلم میخواد همین الان برم بیرون دارم نابود میشم فردا شبم کلاس دارم الکی پنجشنبه شبام میره اعتماد به نفسم خیلی کمه نمیتونم ارتباط برقرار کنم بخاطر همین کلاس رفتنم برام سخت شده بهم یاد ندادن برم تو جامعه خیلی از دانشگاه رفتن میترسم دارم دیوونه میشم

۱۷ سال دیگه ام بخاطر کنکور نمیذارن برم جایی میگن فقط باید خونه باشی بشینی درس بخونی حق نداری بری جای ...

سعی کن یه جوری راضیشون کنی افسردگی بگیری نمیتونی درست درس بخونی. اینو بهشون بگو

وای چقد بدبختی تو من خودم خیلی بد بختی دارم نمیدونم چطوری دلداری بدم فقط ی سال مونده بزار کنکور رد ش ...

من انقد تو جامعه رفتن برام سخت شده که نمیدونم چجوری برم دانشگاه رشته تجربی هم هستم کنکورش سخت توقع دانشگاه دولتی و پزشکی دارن چه کنم دیگههه

چیکار کنم میگن جامعه نا امنه چون جسم یه دختر رو دارم انگار نمیتونم برم بیرون بعد یه برادر دارم انگار ...

همون دیگه از بس خونه مونده افسردگی گرفته

بهش پیشنهاد بده مامان‌بیا باهم بریم بازار خرید نکردیم هم عیب نداره فقط دوست دارم با مامان گلم قدم بزنم

سعی کن یه جوری راضیشون کنی افسردگی بگیری نمیتونی درست درس بخونی. اینو بهشون بگو

امسال روحیه ام خیلی داغون بود به بدبختی درس خوندم واقعا خودمو مجبور کردم بخونم یه روزم نبود مخفیانه گریه نکنم تو مدرسه ام خیلی اذیت شدم بچه ها خیلی اذیتم میکردن مظلوم بودم 

همون دیگه از بس خونه مونده افسردگی گرفتهبهش پیشنهاد بده مامان‌بیا باهم بریم بازار خرید نکردیم هم عیب ...

مامانمم میگه من با تو بیرون نمیام دلم نمیخواد فقط با بابام میره ازم بدش نمیاد ولی دوست نداره باهام بیاد بیرون سر همینش تا بزرگ شدم سختی کشیدم بچه بودم همش با بابام میرفتم خریدامو میکردم الانم هیچی 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792