مگه میشه بعد هشت سال طنابی ک از شادیام بهش وصله رو قطع کنم😭نمیشه. همه ی شادیمه. همونجوری که همه ی غممه. نمیدونم چجور تووضیح بدم. هرچی خواستمو بهم داده. فقط چون شب قبل عقد سر مهریه و گوش دادنش ب حرف خانوادش دعوا کرد باهام دیگه اون آدم قبل نشدم. خیلی خلاصه گفتما. زجرم انقد زیاد بود ک رووز عقد میخاستم از آرایشگاه در برم یه جایی خودمو بکشم😔. اون شب برا اون گذشت. برداشت سعی کرد بهترین روزم باشه. ولی کاراش حرفاش داغونم کرده خیلی افسرده شدم دوسش دارم ولی ازش برگشتم. میدونست چقد برام مهم بود اون شب و روز .. میدونست هیچی برام مهم نبود از همه چی براش میگذشتم. اعتماد نکرد بهم ولی. من اعتماد کردما مهریه رو کردم ۱۴ تا سکه همینم قول بخشیدنشو ب خودم دادم ولی بعد از اون من دیگه نتونستم باورش کنم و اعتماد کنم بهش. دنیامو ارزوهامو. خوشحالیامو همه چیمو تو یه شب گرفت ازم