2777
2789
عنوان

بیایینننن

135 بازدید | 17 پست

مادربزرگم بردم دکتر تو خیابون از ی پسره شماره گرفتم(اصلا اینطور ادمی نیستم نمیدونم چطور شد خودمم گرفتم خوشم اومد از طرف😂) بعد یکم زنگ زدم داشت میرفت خونه برگشت اومد بیمارستان پیش ما نشسته بودیم من و اون رفتیم ی سمت دیگه نشستیم اینا حرف زدیم..پدر نداره میگفت خودمو بهت ثابت میکنم..منم پریود بودم اعصابم خراب اخرش گفتم اره از الان بهت بگم اهل رابطه نیستم اینا..گف من چی گفتم مگه من مگه چیزی گفتم...گف وابستم میشی خودت میخای وقتی همو بخایم...بقیش میگم ببینید چیشدددد

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

پشت تلفن میگفت شام بیارم برات فلان..خلاصه یکم نشست رفت رفتو چنددد بار زنگ زد نوبتتون نشد حالت چرا بد بود اینا..دکتر دیر اومد شلوغممم بود دیگه ۱۲ شب بود کارمون تموم 

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

رفتیم داروخانه خلاصه پسرخالش متاهل بود یک وانت پراید داشت گفت اینجا ماشین نیست تا ی جایی برسونمتون از اونجا براتون ماشین بگیرم باز هر طور راحتین..گوشیم خاموش بود گوشی مادربزرگم اسنپ نداشت بلدم نبودم بگیرم زنگ زدم مامانم میگفت بلد نیستم پسرخالم ج نداد..خلاصه سوار شدیم تا ی جایی رسوند مارو پسرخالش برامون اسنپ میگرفت

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

پسری ک ازش ش گرفتم پایین بود منم پایین بودم پسرخالش و مادربزرگم سوار ماشین بودن پسرخاله منتظر اسنپ بود حواس مادربزرگم و پسره نبود پسرخالش چشمک زد بهم چندددبار رومو اون ور کردم 

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..

بعد اسنپم پیدا نمیشد به پسره گفتم ماشین دربست بگیر ماشین گرفت داشتم خداحافظی میکردم رفتم سوار بشم پسرخالش گف زنگ بزن..من اون ور بودم خط مادربزرگم گرفته بود اسمس داده بود به خودش اسمش نوشته بود

وصله نمی شود دگر این دوهزار و یک ترک..
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108