2777
2789

قرار بود برم یه جا بعد مدرسه و داشتم صدامو با دوستم اکی میکردم 

کیف سنگین به دوش داشتم چادرم سرم بود داشتم با ناز و صدامم عین گوینده ها کرده بودمو راه میرفتم جلو پرسه با مخ خوردم زمین با دوستم پاشدیم و فقط دوییدیم که یکم رفتیم جلو تر برگشتم دیدم پسره حالت رکوع داشت میخندید 

دوستمم انقدر خندید اشکش در اومد😐

این فقط یه بارش بود 

خاکبر سره بی دست و پام کنن😂🤣

بیکاره بی آرررر😁

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

این اتفاق برا منم افتاده🥲

عید رفته بودیم سفر داشتم با بچم راه میرفتم یه میله جلو پام بود منه کور ندیدمش با مخ نزدیک بود بخورم زمین یه گله پسر هم جلومون بود نکبتا بلند بهم خندیدن🥲😂🤦🏻‍♀️

'به جز قوم شوهر که ویرانگرند بنی آدم اعضای یکدیگرند' 

عزیزم 😍 اشکال نداره پیش میاد دیگه ولی خدا منو ببخشه بعضی افتادن ها خیلی با مزه میشه من نمیتونم جلو ...

نبابا اشکال نداره بخند راحت باش من خودم یکی جلوم بیفته از خنده عش میکنم

بیکاره بی آرررر😁

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792