نوجوون که بودم تو یه شهرک بودیم ارتشی بود.راستش من از اون منطقه اصلا خوشم نیومد دخترپسراش همه پر رو و بی حیا این برای سال ۷۷ و ۸۰ که همچی قفل بود ولی اونجا رواج داشت . هرکس دختر ساده ای مثل من بود مسخره میکردن جالب من تو شهر خودمون بودم اونها از استانهای دیگه تو شهر ما خونه سازمانی گرفته بودن مارو مسخره میکردن . خودشونو میگرفتن . یادمه یکی از بچه ها مامانش معلم بود وهمکلاسی چ ها که از دستش نکشیدم . فکر میکرد چون بچه معلم و چون که باباش فلان منصب رو داره بقیه غبر فابل احترامن نمیدونم شما چقدر از این ادمهای سمی داشتید بعد اینکه الان خیلی از تون دختر پسرها تو پیجی که خودشون ساختن باهم در ارتباطن حالم ازهمشون بهم میخوره شما مثل من اینجور تجارب رو دارید خیلی دخترهای پر رو و بیخودی بودن اون زمان مانتو کوتاه شلوار تنگ و کوتاه هر روز یه دوست پسر. اصلا من جلو اینها هیچ حرفی برای گفتن نداشتم . انگار دنیا خلاصه شد برای اینها تو همین کارها من ساده رو مسخره میکردن
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
تو راهنمایی نمونه دولتی قبول شدم وای نگم از دخترهای اونجا هیچی نگم بهتره .انقدر خودشو میگرفتن انقدرذخودشونو میگرفتن نمیدونم یه نوجوون ۱۲ ساله چجور تربیت سده بود که سه سال همکلاسش بودم حتی سلام علیک نداشتیم . به ساحت مقدس خانم انگار نباید کسی نزدیک میشد . من یه بچه فقیر ساکت بودم اونجا شنکنجه گاه . هیچ کس لام تاکام باهام حرف نمیزد چون دوست پسر نداشتم مثل خودشون وحشتناک بود