شب قبل این که بخوابم داشتم به کوچیکی های بچه ام فکر میکردم پسرم سبزه بود وقتی به دنیا اومد
خوابیدم خواب دیدم باردارم دارم با مادرشوهرم از یه خیابون رد میشدم شب بود کسی تو خیابون نبود یهو درد زایمان گرفتم و سر بچه رو بین پاهام حس میکردم خیلییی نگران بودم به مادرشوهرم گفتم داره بچه به دنیا میاد یه کاری کن توروخداااا در این خونه هارو بزن که بریم تو خونه زایمان کنم بعد مادرشوهرم زود رفت در یه خونه رو زد در رو باز کردن رفتیم داخل به محض داخل شدن به خونه بچه به دنیا اومد
و من مدام به اعضای اون خانواده میگفتم توروخدااا تو فضای مجازی نگید که بچه تو خونه به دنیا اومده😂
آخه در واقعیت یه خانم تو شهرمون درد زایمان گرفته بودش تا رسیده بودن بیمارستان تو ماشین دم در بیمارستان زایمان کرده بود و اینو تو کانال شهرمون نوشته بودن
بعد خلاصه بچه رو دادن بغلم و دختر بود اونم سلزه بچد میگفتم کاش دخترم سفید میشد