وقتی دانشجو بود بهتر بود الان که میره سرکار دو شیفت میره یه شهر دیگه س اصن نه میاد اینجا نه قربون صدقه ای هیچی یکسره خسته س و دنبال پوله میگه عروسی و خونه بگیریم پول میخواد چشمم پول ندیده سیر پول نیستم میخام پول دربیارم غذا نمیخوره میگه حوصله آشپزی ندارم خوابش میبره شبا.امر.ز که گفت اینجا دارم دیوونه میشم تنها و بی کس م سوالم اینه سرمن چرا خالی میکنه ؟